بارها و بارها کشورهای غربی را به‌خاطر مشی نژادپرستانه‌شان مورد نقد قرار داده‌ایم؛ اما آیا مرام ما با اتباع بیگانه به‌خصوص افغان‌ها چیزی غیر از نژادپرستی است؟

      پیگیر نوشتن یادداشتی درباره میزان فراگیری جرایم در میان اتباع بیگانه بودم که این سخنان دردآور محمدکاظم کاظمی، شاعر توانمند افغانی در یکی از خبرگزاری‌ها به چشمم خورد: « ما مردم افغان که صدایمان کمتر شنیده شده است، داغ و دردی زنده در دل داریم که آیا می‌شود روزگاری بیاید که مردم ایران درباره ما تصویر مثبتی داشته باشند» قصه، قصه دیروز و امروز نیست. سال‌های زیادی است که انگشت اتهام ما به سوی اتباع بیگانه‌ای است که از ویرانی، جنگ و نابسامانی کشورشان به ایران پناه آورده‌اند. تصور خیلی از ما این است که بسیاری از این آدم‌ها، مجرمان بالقوه‌ای هستند که اگر لنگ لقمه نانی باشند، خیلی راحت‌تر از ما ایرانی‌ها دست کج می‌کنند.

      بارها و بارها کشورهای غربی را به‌خاطر مشی نژادپرستانه‌شان مورد نقد قرار داده‌ایم؛ اما آیا مرام ما با اتباع بیگانه به‌خصوص افغان‌ها چیزی غیر از نژادپرستی است؟ آیا آن‌ها چیزی جز شهروند درجه دوم و سوم‌اند، وقتی که ناسزای نوجوان و جوان ایرانی، نام آن‌هاست؟ آیا رسانه‌های ما انصاف را درباره آن‌ها رعایت می‌کنند تا اگر سرقتی کردند یا مرتکب قتلی شدند، به پای همه اتباع بیگانه نوشته نشود، همان‌طور‌که جرم هر ایرانی را به پای خودش می‌نویسند.

      همیشه بدون هیچ اثباتی و فقط به این دلیل که رسانه‌ها، مانور بیشتری روی جرایم اتباع بیگانه می‌دهند، تصورمان این است که اتباع بیگانه آدم‌هایی مجرم‌اند. اما جالب است که بنا بر آخرین سرشماری نفوس و مسکن کشور در سال‌90، تعداد اتباع خارجی حاضر در ایران یک‌میلیون و 688 هزار و 195 نفر یعنی چیزی حدود 2.2درصد جمعیت 75میلیونی کشور است. اما با وجود این تعداد زندانیان اتباع بیگانه، در حدود شش هزار نفر از مجموع حدود 228 هزار زندانی کیفری در زندان‌های کشور است. حدود 2.1درصد جمعیت زندان‌ها. یعنی دست بالا که بگیریم، اتباع بیگانه با وجود همه کاستی‌ها و نقصان‌هایی که در اثر زندگی در غربت نصیبشان شده است، هم اندازه ما ایرانیان مرتکب جرم می‌شوند. البته باید این سوال را از خودمان هم بپرسیم که ما برای آن‌ها چه کرده‌ایم تا جرایم آن‌ها از این هم کمتر شود؟ چه کرده‌ایم که همسر و فرزند ایرانی‌شان را به امان خدا رها نکنند؟ دل آن‌ها باید به پیشرفت شغلی‌شان گرم باشد یا نوع برخوردی که ما با آن‌ها داریم؟ و …

      غرض این نوشتار، دفاع از اتباع بیگانه و دفاع از ماندن آن‌ها در ایران نیست که اگر روزی مسئولان به این نتیجه برسند که اتباع بیگانه باید بروند، جایی برای سخن باقی نمی‌ماند. غرض این است که فراموش نکنیم که افغان‌ها در طول این همه سالی که در ایران بوده‌اند، کم برکت برای ما نداشته‌اند. از شاعران و نخبگانشان که با وجود شرایطی که در بسیاری از کشورهای دیگر برایشان فراهم است، سختی زندگی در ایران را به آن کشورها ترجیح می‌دهند، بگیرید تا کارگرانی که در طول این سال‌ها، بارمان بر دوش آن‌ها بوده است. به قول محمد‌کاظم کاظمی: «‌امیدوارم نگاهی که درباره شاعران افغان وجود دارد، درباره کارگران این کشور نیز وجود داشته باشد.»

مسعود نبی دوست

یادداشت:

1. در اکثر سایتهای مختلف ایرانی دیده میشود که جرمهایی که مهاجرین افغان درایران مرتکب میشوند بارها با اب و تاب فراوان در پستهای خود می نویسند و گاهأ اینطور القا میکنند که همه مهاجرین افغانی قاچاقچی و جنایت کار هستند. حال این سوال پیش می اید که واقعا اینطوراست یا نه؟با استناد به سایتهای معتبر ایرانی اثبات میشود که این طور نیست به نقل از خبرگزاری تابناک ( www.tabnak.ir/fa/news/260412/افغانیها-بیشترین-زندانیان-خارجی)آمار مهاجرین زندانی در ایران5000نفر (در سال2012)هستند،

اگر ما تعداد کل مهاجرین را 3میلیون نفر در نظر بگیریم با یک تناسب ساده میشود(16دهم درصد)

یعنی 16دهم درصد از اتباع افغانستان (در سال 2012)در زندان ها هستند.

و باز طبق گفته همان سایت(www.tabnak.ir/fa/news/301963/رتبه-هشتم-ایران-در-تعداد-زندانیان ) تعداد زندانیان ایرانی حدودا 250هزارنفر (در سال2011) بیان شده است.که از کل جمعیت77میلیونی ایران میشود(32دهم درصد).

که می توان نتیجه گرفت که مجرمان ایرانی به تناسب جمعیت دو برابر مجرمان افغانی هستند.و به خاطر جو اجتماع جرمهای مهاجرین بزرگنمایی میشوند.

2. در حال حاضر اکثر کشور ها از واژه "بیگانه" استفاده نمی کنند ولی متاسفانه در ایران هنوز در اکثر مطبوعات از این واژه استفاده می شود.

 

منبع:اخبار مهاجرین