آپلود سنتر عکس و فایل آپ سرا

رتبه بندی دانشگاه های افغانستان-ژانویه 2014

آپلود سنتر عکس و فایل آپ سرا

 

منبع:سایت رتبه بندی دانشگاه های جهان

زنان سرمايه گذاران بهتري هستند يا مردان؟


بازار سرمايه طي سال هاي آينده احتمالا از انحصار مردان خارج خواهد شد

 

 

     

 

      مطالعات علمي نشان مي‏دهند که بازده سرمايه گذاري زنان از مردان بيشتر است هر چند که توجيه دقيقي براي اين پديده وجود ندارد.

      به گزارش خبرگزاري خبرآنلاين، اگر در موتورهاي جستجوگر اينترنتي به دنبال فهرستي از موفق ترين سرمايه گذاران جهان بگرديد، با فهرستي مواجه خواهيد شد که قطعا نام هايي همچون وارن بافت و جورج سوروس در ميان آن ها وجود دارند و البته نام هيچ زني نيز در آن فهرست به چشم نمي‏ خورد. بنابراين شايد طبيعي باشد که برخي نتيجه گيري کنند که مردان، در مقايسه با زنان، سرمايه گذاران بهتري هستند اما مطالعه دقيق تر بازارهاي مالي نتيجه اي معکوس را به همراه دارد. نتايج يک تحقيق که توسط موسسه روثستاين کاس (Rothstein Kass) انجام شده نشان مي‏دهد بازده سرمايه صندوق‏هاي سرمايه گذاري که توسط زنان مديريت مي‏ شوند در سال 2013 (تا ماه نوامبر سال 2013) معادل 9.8 درصد بوده در حالي که ميانگين بازده سرمايه گذاري صندوق هاي سرمايه گذاري در مدت زمان مشابه تنها 6.13 درصد بوده است. هفته نامه اکونوميست مي‏ نويسد که پيش از اين نيز بررسي هايي صورت گرفته در بازارهاي مالي از موفقيت بيشتر آن دسته از صندوق هاي سرمايه گذاري حکايت داشته اند که مديريت آن ها بر عهده زنان بوده است. اما چرا بررسي عملکرد صندوق هاي سرمايه گذاري به چنين نتيجه اي منجر مي‏ شود؟ برخي اعتقاد دارند که زنان در مقايسه با مردان ريسک پذيري کمتري دارند و به اصطلاح ريسک گريز هستند و به همين خاطر بازده سرمايه گذاري آن ها بيشتر است اما اگر چنين ادعايي صحت داشته باشد، بايد عملکرد آن دسته از صندوق هاي سرمايه گذاري که مديريت آن ها بر عهده مردان است در سال هايي که سهام پرريسک بازده مناسبي دارند، بيشتر باشد و در سال هايي که سهام پرريسک در مقايسه با سهام کم ريسک بازده نااميد کننده اي دارند، صندوق هاي سرمايه گذاري تحت مديريت زنان عملکرد خيره کننده اي داشته باشند اما هفته نامه اکونوميست مي‏نويسد که بررسي عملکرد صندوق هاي سرمايه گذاري در دوره هاي مختلف چنين ادعايي را تاييد نمي‏کند. دليل ديگري که براي عملکرد بهتر زنان در بازار سرمايه ذکر مي‏شود اين است که زنان معمولا مديريت صندوق هاي سرمايه گذاري کوچک تر را در اختيار دارند و صندوق هاي کوچک تر به طور کلي بازده بيشتري دارند. همچنين برخي ادعا مي‏کنند از آنجا که زنان ريسک پذيري کمتري دارند، در طول سال تعداد معاملات کمتري را انجام مي‏دهند و سود بيشتر صندوق هاي سرمايه گذاري تحت مديريت آن ها در واقع از هزينه تراکنش کمتر ناشي مي‏شود و نه از سود سهام بيشتر.

      بدون در نظر گرفتن اينکه دليل عملکرد بهتر زنان در بازار سرمايه چيست، مي‏ توان گفت که نتايج بررسي هاي اخير به تغيير نگرش فعالان بازار نسبت به زنان منجر شده است. زماني بازارهاي مالي از جمله بازار مالي لندن محيط هايي کاملا مردانه بودند اما اکنون تعداد زنان فعال در اين بازار رو به افزايش است تا جايي که شايد طي دهه هاي آينده، فهرست موفق ترين سرمايه گذاران جهان از انحصار مردان خارج شود.

 

منبع:شورکا

صفحه فیسبوک من:https://www.facebook.com/ghazanfar.ebrahimi

"هیچ نشانی از همبستگی اسلامی نیست(وضعیت مهاجرین افغانستان در ایران)"

امید به صلح، میلیون‌ها افغان‌ها را روانه ایران کرد. اما مهمان نوازی اولیه از بین رفته و تبعیض و استثمار به جزئی از زندگی روزمره افغان های مقیم ایران تبدیل شده است. هم اکنون دولت ایران از آنها می‌خواهد این کشور را برای همیشه ترک کنند.
در اتوبوس، سکوت حکمفرماست. هراز گاهی یکی از مسافران از پشت پرده‌های کشیده شده به بیرون نگاه کرده و سعی در تشخیص منطقه دارد تا بتواند برآورد کند چه مدت این سفر طول خواهد کشید. مقصد نهایی مرز ایران و افغانستان است، جایی که پلیس امنیتی ایران این مسافران را به دست گارد مرزی افغانستان خواهد سپرد. این اتوبوس، یکی از اتوبوس‌های بیشماری است که مهاجرین افغان را به خارج از کشور می‌برند. روند اخراج افغان ها آنچنان عادی شده است که در برخی موارد رانندگان اتوبوس‌ها در صورت داشتن صندلی خالی، تعدادی از گردشگران خارجی را به منظور کسب درآمد بیشتر نیز سوار می‌کنند.
کشور برادر و شیعه
افغان‌های ساکن ایران، دومین گروه پناهندگان در سراسر جهان به شمار می‌روند. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) اعلام کرده حدود 840 هزار افغانی در اکتبر 2011 میلادی به طور رسمی در ایران ساکن هستند، اما بر اساس گزارش سازمان دیده بان حقوق بشر (HRW) در ماه نوامبر، شمار افغان هایی که به طور غیر قانونی در ایران حضور دارند بین 4/1 تا 2 میلیون نفر برآورد می شود.
در مقایسه با پناهندگان رسمی، آنها اجازه اقامت معتبر یا اجازه کار ندارند. با وجود این، آنها بخش عمده نیروی کار صنعت ساختمان سازی ایران را تشکیل می‌دهند. آنها به عنوان کارگر در شهرهای بزرگ سخت‌ترین کارها را انجام داده و اغلب در بدترین شرایط ممکن کاری بیش از ده ساعت در روز کار می‌کنند. بسیاری از آنها افراد جوانی هستند که از خانواده های خود جداشده و به امید آینده‌ای بهتر به این کشور همسایه نقل مکان کرده‌اند. از آنجا که اکثر مهاجران متعلق به گروه قومی هزاره هستند، با ایرانی‌ها در زبان فارسی و عقیده شیعی خود مشترک هستند.
هنگامی که برای اولین بار پناهندگان در سال 1979 میلادی و در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی، از مرزها عبور کردند، جمهوری اسلامی همه کسانی را که تلاش می‌کردند تا از رژیم کمونیستی بی‌خدا فرار کنند، با آغوش باز می‌پذیرفت. تا اوایل دهه نود میلادی، بیش از سه میلیون پناهنده به این کشور سرازیر شدند. موج جدید مهاجرت، در سال 1996 میلادی و با فتح کابل به دست ملا عمر و طالبان آغاز شد. با وجود ماهیت رژیم سرکوبگر مذهبی ایران، این کشور برای بسیاری از افغان‌ها یک مکان امن و صلح‌آمیز بوده که در آن یک زندگی مستقل امکان‌پذیر است.
با این حال، گرچه نیروی کار ارزان افغانی به بخش مهم و ضروری از اقتصاد ایران تبدیل شد، هم اکنون وضعیت مهاجران غیرقانونی رو به وخامت گذاشته است. روابط آنها با مردم ایران به طور فزاینده‌ای بد شد و در نهایت، در دوره ریاست جمهوری احمدی‌نژاد به بدترین وضعیت ممکن رسید. از آنجا که دولت رسما نگران امنیت کشور بود، مهاجران دیگر اجازه امضای اجاره‌نامه و یا ترک شهر محل اقامت خود را نداشتند.
شهروندان درجه دوم
افرادی که در این شرایط زندگی کرده‌اند، می‌گویند برای کسانی که اوراق شناسایی نداشته و یا مدارکشان توسط نیروهای امنیتی ایرانی مصادره شده، خرید حتی یک تلفن همراه یا خودرو ناممکن است. ورود خارجی‌ها، و مخصوصا افغان‌ها، به 28 استان از مجموع 31 استان این کشور تا حدی یا کاملا ممنوع شده، و ورود آنها به پارک‌های مختلف در شهرستان‌های بزرگی مانند اصفهان، رسما ممنوع اعلام شده است.
در حالی که UNHCR با افتخار اعلام کرد، مهاجرین رسمی افغان امکان استفاده از آموزش و پرورش و مراقبت‌های بهداشتی ایران دارند، به نظر می‌رسد در خارج از ایران تنها تعداد اندکی متوجه می‌شوند دولت چگونه سعی دار از دسترسی مهاجران افغان به این خدمات جلوگیری کند. در سال 2012 میلادی ، خبرگزاری نیمه رسمی مهر فهرستی از رشته‌های تحصیلی ممنوعه برای افغان ‌تبارها را منتشر کرد. دلیل این کار آن بود که با تحصیل در رشته‌هایی مانند فیزیک اتمی یا مهندسی هسته‌ای و شیمیایی، به صورت خودبه خود تعهدی برای اشتغال آنها در ایران به وجود می‌آید، و دولت ایران قصد استخدام افغان‌ها برای تصدی این مشاغل را ندارد.
همچنین در زمینه حقوق مدنی و شهروندی نیز افغان‌ها با تبعیض بسیاری مواجه هستند. ازدواج بین ایرانیان و افغان‌ها به رسمیت شناخته نمی‌شود و بر اساس قوانین ایران فرزندان آنها دارای تابعیت ایران نیستند. بنابراین، دسترسی نسل دوم مهاجرین افغان به مدارس دولتی ناممکن است. به گفته نمایندگان مهاجران افغان، در ایران تخمین زده می‌شود که هر سال بیش از 400 هزار کودک از تحصیل محروم می‌شوند.
با این حال، تبعیض علیه افغان‌ها فقط به نهادهای دولتی محدود نمی‌شود، بلکه بسیاری از ایرانیان نیز چنین رفتاری دارند. زنان قوم هزاره که به دلیل ویژگی‌های صورت خود به راحتی قابل تشخیص هستند، از آزار و اذیت در خیابان‌ها گزارش می‌دهند. مردان افغان عاملین اصلی افزایش جرم و جنایت و پخش مواد مخدر معرفی می‌شوند. در فرهنگ ایران، واژه "افغانی" اصطلاح و ناسزای رایجی است که معنی رفتار وحشیانه و بدوی می دهد.
به گفته برنارد دویل، نماینده کمیساریای عالی پناهندگان، وضعیت بد اقتصادی ایران نیز تاثیری منفی بر وضعیت مهاجران افغان داشته است. از یک طرف آنها مانند دیگر مردم از افزایش قیمت مواد غذایی و کمبود دارو رنج می‌برند، از سوی دیگر، به گفته برخی از آنان، با سرزنش‌ها و اتهامات ایرانیان دارای تحصیلات اندک، مبنی بر این که افغان‌ها با وجود افزایش بیکاری، بیشتر مشاغل را اشغال کرده‌اند، روبرو هستند. استفاده از افغان‌ها به عنوان سپر بلای این مخمصه یکی از روش‌های مبارزه انتخاباتی احمدی‌نژاد، رئیس جمهور سابق بود که در سال 2007 آغاز شد و در سال 2012 میلادی شدت یافت. این شیوه همچنین اخراج تعداد زیادی از افغان‌های ساکن ایران را تسهیل کرده است.
در بهار سال 2012 میلادی دفتر سازما ملل مسئول هماهنگی کمک‌های بشردوستانه، عزیمت بیش از 44 اتوبوس که مهاجران افغانی را در مرز ایران و افغانستان پیاده کردند به ثبت رساند. بر اساس برآوردهای سازمان دیده‌بان حقوق بشر، این تعداد اتوبوس به معنی اخراج حدود 700 مهاجر افغان در روز است، یعنی افزایش 30 درصدی در مقایسه با سال 2011 میلادی .به گفته اخراج شدگان، آنها پیش از اخراج به مدت یک هفته در شرایط غیر انسانی در زندان به سر برده و خشونت و تحقیر را تجربه کرده اند. افزون بر این، تمام اموال آنها توسط مقامات ایرانی مصادره شد، به طوری که آنها با دست خالی به افغانستان بازگشتند.
به علت شرایط دشوار زندگی و ترس از دستگیری، هزاران افغان هم اکنون به طور داوطلبانه به میهن بی‌ثبات خود باز می‌گردند. برخلاف پناهندگان رسمی که بودجه‌ای برای عودت و استقرار مجدد آنها در افغانستان توسط کمیساریای عالی پناهندگان فراهم شده و از سوی وزارت امور خارجه سویس پشتیبانی می‌شود، این افغان‌ها (اخراج شدگان) اغلب به حال خود رها شده‌اند.
اما دلیل اخراج مهاجران افغان فقط نگرانی از نبود شغل و افزایش بیکاری نیست. بیش از هرچیز، محاسبات سیاسی ایران سیاست های پناهندگی این کشور را تعیین می‌کند. به عنوان مثال، در ماه مه 2012، دولت ایران تهدید کرد چنانچه افغانستان توافق نامه همکاری راهبردی با آمریکا را امضا کند، همه افغان‌های ساکن این کشور را اخراج خواهد کرد. ایران این سخن را با این نیت به زبان آورد که اخراج‌های دسته جمعی نه فقط چالش‌های داخلی زیادی برای دولت افغانستان به وجود خواهد آورد، بلکه به از دست دادن بخش عظیمی از درآمد این کشور منجر خواهد شد. بر اساس برآوردهای انجام شده، افغان‌ها در ایران سالانه معادل بیش از 500 میلیون دلار برای خانواده‌های خود می فرستند.
هیچ تغییر وضعیتی در دوران [آقای] روحانی صورت نخواهد گرفت
همان طور که جامعه بین المللی امیدوار بود با پایان دوران احمدی‌نژاد سرسخت و پیروزی روحانی میانه‌رو، سیاست‌های ایران در برخورد با مهاجران افغان تغییر کند، این روحانی عمل گرا مدت کوتاهی پس از پیروزی در انتخابات وعده عادی‌سازی روابط با همسایگان ایران را داده بود. اما مدت کوتاهی پس از به قدرت رسیدن [آقای] روحانی، خبرگزاری مهر گزارش داد همه افغان‌های غیرقانونی باید تا 6 سپتامبر 2013 این کشور را ترک کنند. سازمان‌های حقوق بشر اعلام کردند با توجه به وضعیت امنیتی در افغانستان و عدم روند پناهندگی عادلانه، این اخراج‌های جمعی بر خلاف قوانین بین‌المللی هستند.

دولت افغانستان نیز از این خبر خوشحال نشد و هیئتی به تهران فرستاد تا درخواست نماید این روند به تعویق افتد. اگر چه این هیئت موفق نشد هیچ تضمینی از دولت ایران بگیرد، مهلت خروج افغان‌ها بدون هیچ گونه عواقبی گذشت. دلایل این کار معلوم نیست، اما با این حال، به نظر می رسد که دولت ایران حتی در دوران ریاست جمهوری [آقای] روحانی، افغان‌ها را بازیچه‌ای در سیاست منطقه‌ای خود ساخته است.

شماره مقاله: 105443                                                       

مترجم: عطیه خرّم
عنوان اصلى: Keine Spur von islamischer Solidarität
ترجمه عنوان: هیچ نشانی از همبستگی اسلامی نیست
منبع (به فارسى): نوی زوریشر سایتونگ                           

تاریخ نشر: 1 فوریه 2014
محل نشر: سوئیس زبان: آلمانی
نویسنده (به زبان اصلى و فارسى): کارول هلبلینگ Carole Helbling

Keine Spur von islamischer Solidarität
In der Hoffnung auf Frieden zog es Millionen von Afghanen nach Iran. Doch die anfängliche Gastfreundschaft ist verflogen, Diskriminierung und Ausbeutung prägen ihren Alltag. Nun will die iranische Regierung, dass sie das Land definitiv verlassen.
Im Bus ist es totenstill. Ab und zu wagt ein Insasse einen Blick durch die zugezogenen Vorhänge und versucht anhand der Umgebung abzuschätzen, wie lange die Fahrt noch dauern wird. Das Ziel ist die iranisch-afghanische Grenze, wo die iranische Sicherheitspolizei die Passagiere der afghanischen Grenzwache übergeben wird. Es ist einer der unzähligen Busse, die afghanische Migranten ausser Landes bringen. Die Ausschaffungen sind mittlerweile so normal, dass die Chauffeure der Busse bei freien Plätzen sogar ausländische Touristen zusteigen lassen, um sich einen kleinen Zustupf zu verdienen.
Schiitisches Bruderland
Afghanen in Iran stellen die zweitgrösste Flüchtlingsgruppe weltweit. Das Uno-Hochkommissariat für Flüchtlinge (UNHCR) hat im Oktober 2011 rund 840 000 Personen registriert, laut einem im November erschienenen Bericht der Menschenrechtsorganisation Human Right Watch (HRW) halten sich zudem weitere 1,4 bis 2 Millionen Afghanen illegal im Land auf.
Im Vergleich zu den offiziell registrierten Flüchtlingen besitzen sie weder eine gültige Aufenthaltsgenehmigung noch eine Arbeitserlaubnis. Dennoch prägen sie das Bild auf den iranischen Baustellen. Als Taglöhner verrichten sie in den Grossstädten Schwerstarbeit, oftmals mehr als zehn Stunden pro Tag, unter härtesten, zum Teil lebensgefährlichen Bedingungen. Viele von ihnen sind Jugendliche, die von ihren Familien weggezogen sind ins Nachbarland in der Hoffnung auf eine bessere Zukunft. Da die Mehrheit der Migranten der Volksgruppe der Hazara angehört, verbindet sie mit den Iranern nicht nur die gemeinsame Sprache Farsi, sondern auch ihr schiitischer Glaube.
Als die ersten Flüchtlinge während der sowjetischen Besetzung Afghanistans 1979 die Grenzen überquerten, empfing die Islamische Republik noch alle, die dem gottlosen kommunistischen Regime zu entfliehen versuchten, mit offenen Armen. Bis Anfang der neunziger Jahre strömten über drei Millionen Flüchtlinge ins Land. Eine neue Migrationswelle lösten schliesslich Mullah Omar und seine Taliban aus, die 1996 Kabul eroberten. Trotz dem repressiven Charakter des theokratischen Regimes stellte Iran für viele Afghanen einen Ort des Friedens dar, wo ein selbständiges Leben möglich war.
Doch obwohl die billigen afghanischen Arbeitskräfte bald schon zu einem wichtigen und unentbehrlichen Pfeiler der iranischen Wirtschaft wurden, verschlechterte sich die Situation der illegal Anwesenden. Auch die Beziehungen zur iranischen Bevölkerung wurden zunehmend gespannt und erreichten schliesslich unter Ahmadinejads Präsidentschaft den bisherigen Tiefpunkt. Weil die Regierung offiziell um die Sicherheit im eigenen Land fürchtete, wurde es Migranten verboten, Mietverträge zu unterschreiben oder ihre Stadt zu verlassen.
Menschen zweiter Klasse
Für jene, die keine Personalpapiere besassen oder denen iranische Sicherheitskräfte sie abgenommen hatten, sei auch der Kauf eines Mobiltelefons oder eines Autos zu einem Ding der Unmöglichkeit geworden, berichten Betroffene. Zudem wurde allen Ausländern – dies betrifft in erster Linie Afghanen – der Zugang zu 28 von insgesamt 31 Provinzen Irans teilweise oder vollständig untersagt, und auch für Pärke in grossen Städten wie Isfahan wurden offizielle Zutrittsverbote eingeführt.
Während das UNHCR stolz verkündete, wie es den offiziell registrierten afghanischen Flüchtlingen in Iran Bildung und eine Gesundheitsversorgung ermöglichte, schienen nur wenige ausserhalb Irans zu bemerken, wie die Regierung die restlichen Migranten von ebendiesen Dienstleistungen auszuschliessen versuchte. Mitte 2012 veröffentlichte die halbstaatliche Nachrichtenagentur Mehr eine Liste von Studiengängen, die per sofort für Personen afghanischer Abstammung unzugänglich waren. Grund dafür war, dass mit einem Abschluss in Bereichen wie Atomphysik oder Nuklear- und Chemietechnik eine Verpflichtung zur Anstellung in Iran einhergeht, die Irans Regierung den Afghanen keinesfalls gewähren wollte.
Auch im zivilrechtlichen Bereich sind Afghanen von enormen Diskriminierungen betroffen. Ehen zwischen Iranern und Afghanen werden nicht anerkannt, und ihre Kinder erhalten entsprechend dem iranischen Gesetz keine iranische Staatsbürgerschaft. Deshalb bleibt auch der zweiten Generation der Zugang zur staatlichen Schule verwehrt. Laut Vertretern der afghanischen Flüchtlinge in Iran werden so schätzungsweise jährlich über 400 000 Kinder vom Unterricht ausgeschlossen.
Die Diskriminierung der Afghanen beschränkt sich jedoch nicht auf staatliche Institutionen, sondern wurde mittlerweile von vielen Iranern übernommen. Hazara-Frauen, die aufgrund ihrer Gesichtszüge gut erkennbar sind, berichten von Belästigungen auf der Strasse. Männliche Afghanen werden gerne für die Zunahme der Kriminalität und die Verbreitung von Drogen verantwortlich gemacht. Im iranischen Vokabular hat sich mittlerweile «Afghani» als gängiges Schimpfwort für etwas Wildes und Primitives durchgesetzt.
Laut Bernhard Doyle vom UNHCR wirkt sich auch die schlechte Wirtschaftslage in Iran nachteilig auf die Situation der afghanischen Migranten aus. Einerseits leiden sie wie die Einheimischen unter den steigenden Lebensmittelpreisen und der Medikamentenknappheit, andererseits nehmen laut Betroffenen die Vorwürfe von Iranern mit niedriger Berufsbildung zu, die Afghanen würden ihnen in Zeiten steigender Arbeitslosigkeit wichtige Arbeitsplätze wegnehmen. Die Afghanen als Sündenböcke für die missliche Lage zu präsentieren, war das Ziel einer Kampagne, die vom früheren Präsidenten Ahmadinejad bereits 2007 lanciert und ab 2012 intensiviert wurde. Diese sah zudem vor, Afghanen, die sich illegal in Iran aufhielten, in grosser Zahl auszuweisen.
Im Laufe der Realisierung dieses Vorhabens zählte das Uno-Koordinationsbüro für humanitäre Hilfe im Frühling 2012 an einem Tag über 44 Busse, die Migranten an einem iranisch-afghanischen Grenzübergang den dortigen Behörden übergaben. Laut Schätzungen von HRW entspricht die Ausweisung dieser rund 700 afghanischen Migranten pro Tag einer Zunahme von über 30 Prozent im Vergleich zum Jahr 2011. Betroffene berichteten der Menschenrechtsorganisation, der Ausschaffung gingen wochenlange Gefängnisaufenthalte unter unmenschlichen Umständen voraus, geprägt von Gewalt und Erniedrigung. Zudem sei ihr gesamtes Eigentum von den iranischen Behörden konfisziert worden, so dass sie Afghanistan mit leeren Händen erreichten.
Als Folge der schwierigen Lebensumstände und aus Angst vor einer Verhaftung sind bereits Tausende von Afghanen freiwillig in ihre instabile Heimat zurückgekehrt. Im Gegensatz zu den offiziellen Flüchtlingen, deren Repatriierung und Wiedereingliederung in Afghanistan vom UNHCR gefördert und auch vom Schweizer Departement für auswärtige Angelegenheiten unterstützt wird, sind die ausgewiesenen Afghanen meistens sich selbst überlassen.
Doch hinter der Ausweisung von afghanischen Migranten stehen nicht nur Überlegungen zu Arbeitsplätzen. Vor allem bestimmt aussenpolitisches Kalkül die Flüchtlingspolitik Irans. So drohte beispielsweise im Mai 2012 die iranische Regierung, alle Afghanen des Landes zu verweisen, sollte Afghanistan das Abkommen über strategische Zusammenarbeit mit den Vereinigten Staaten unterzeichnen. Sie tat dies wohl im Wissen, dass die Massenausweisung die afghanische Regierung nicht nur vor eine innenpolitische Herausforderung stellen, sondern auch zu einem enormen Einkommensverlust des Landes führen würde. Laut Schätzungen überweisen Afghanen in Iran jährlich umgerechnet über 500 Millionen Dollar an ihre zurückgebliebenen Familien.
Keine Wende unter Rohani
Wie die internationale Gemeinschaft erhofften sich auch die afghanischen Migranten in Iran durch den Abgang des Hardliners Ahmadinejad und den Sieg des moderaten Rohani einen Politikwechsel, hatte der pragmatische Geistliche doch bereits kurz nach seiner Wahl eine Normalisierung der Beziehungen zu Irans Nachbarstaaten versprochen. Doch bereits kurz nach Rohanis Amtsantritt vermeldete die Nachrichtenagentur Mehr, dass alle nichtregistrierten Afghanen bis zum 6. September 2013 das Land verlassen müssten. In Anbetracht der Sicherheitslage in Afghanistan und des Fehlens eines fairen Asylprozesses verstiessen diese Massenausweisungen gegen internationales Recht, erklärten Menschenrechtsorganisationen.
Auch die afghanische Regierung war wenig erfreut über die Nachricht und entsandte eine Delegation nach Teheran, die einen Aufschub verlangen sollte. Obwohl sie der iranischen Führung keine Zusicherung entlocken konnte, verstrich die Frist ohne weitere Konsequenzen. Die Hintergründe dafür sind unklar, es zeichnet sich jedoch ab, dass Iran auch unter Präsident Rohani die afghanischen Flüchtlinge zum Spielball seiner Nachbarschaftspolitik macht

منبع:اخبار مهاجرین

 

احمد اخلاقی قاری و حافظ ممتاز کشوری درگذشت

انا لله و انّا الیه راجعون

 


با تاثر شدید با خبر شدیم که دیروز طلبه فاضل و ارجمند مرحوم احمد اخلاقی قاری و حافظ ممتاز قرآن کریم بر اثر بیماری داعی حق را لبیک گفته است.
احمد اخلاقی یکی از قاریان و حافظان بسیار خوب کشور افغانستان بود که دارای صوتی زیبا و دلنشین بود. ترتیل زیبای او در هنگام اجرای برنامه های قرآنی هر شنونده ایی را مجذوب آیات الهی می نمود. ایشان در نوجوانی روی به تلاوت و حفظ قرآن نمود و موفّق شد قرآن کریم را در مدّت یک سال حفظ نماید.
وی از طلّاب ممتاز و همچنین در مقطع کارشناسی ارشد علوم قرآن مشغول به تحصیل بود. مرحوم اخلاقی از اعضای فعّال مجمع قاریان و حافظان افغانستان بود که تلاشهای خوبی را با این مجمع در اجرای برنامه های قرآنی داشت.
او اواخر عمر دچار عفونت ریه شده بود که متاسفانه دیروز در بیمارستان مسیح تهران در سن 26 سالگی جان به جان آفرین تسلیم نمود.
این ضایعه تاثر بار را به تمامی بازماندگان آن مرحوم و جامعه قرآنی افغانستان تسلیت عرض می نمائیم.

روحش شاد
 
 
 
 

آیا اتباع خارجی در ایران خاکستری‌ترند؟

      بارها و بارها کشورهای غربی را به‌خاطر مشی نژادپرستانه‌شان مورد نقد قرار داده‌ایم؛ اما آیا مرام ما با اتباع بیگانه به‌خصوص افغان‌ها چیزی غیر از نژادپرستی است؟

      پیگیر نوشتن یادداشتی درباره میزان فراگیری جرایم در میان اتباع بیگانه بودم که این سخنان دردآور محمدکاظم کاظمی، شاعر توانمند افغانی در یکی از خبرگزاری‌ها به چشمم خورد: « ما مردم افغان که صدایمان کمتر شنیده شده است، داغ و دردی زنده در دل داریم که آیا می‌شود روزگاری بیاید که مردم ایران درباره ما تصویر مثبتی داشته باشند» قصه، قصه دیروز و امروز نیست. سال‌های زیادی است که انگشت اتهام ما به سوی اتباع بیگانه‌ای است که از ویرانی، جنگ و نابسامانی کشورشان به ایران پناه آورده‌اند. تصور خیلی از ما این است که بسیاری از این آدم‌ها، مجرمان بالقوه‌ای هستند که اگر لنگ لقمه نانی باشند، خیلی راحت‌تر از ما ایرانی‌ها دست کج می‌کنند.

      بارها و بارها کشورهای غربی را به‌خاطر مشی نژادپرستانه‌شان مورد نقد قرار داده‌ایم؛ اما آیا مرام ما با اتباع بیگانه به‌خصوص افغان‌ها چیزی غیر از نژادپرستی است؟ آیا آن‌ها چیزی جز شهروند درجه دوم و سوم‌اند، وقتی که ناسزای نوجوان و جوان ایرانی، نام آن‌هاست؟ آیا رسانه‌های ما انصاف را درباره آن‌ها رعایت می‌کنند تا اگر سرقتی کردند یا مرتکب قتلی شدند، به پای همه اتباع بیگانه نوشته نشود، همان‌طور‌که جرم هر ایرانی را به پای خودش می‌نویسند.

      همیشه بدون هیچ اثباتی و فقط به این دلیل که رسانه‌ها، مانور بیشتری روی جرایم اتباع بیگانه می‌دهند، تصورمان این است که اتباع بیگانه آدم‌هایی مجرم‌اند. اما جالب است که بنا بر آخرین سرشماری نفوس و مسکن کشور در سال‌90، تعداد اتباع خارجی حاضر در ایران یک‌میلیون و 688 هزار و 195 نفر یعنی چیزی حدود 2.2درصد جمعیت 75میلیونی کشور است. اما با وجود این تعداد زندانیان اتباع بیگانه، در حدود شش هزار نفر از مجموع حدود 228 هزار زندانی کیفری در زندان‌های کشور است. حدود 2.1درصد جمعیت زندان‌ها. یعنی دست بالا که بگیریم، اتباع بیگانه با وجود همه کاستی‌ها و نقصان‌هایی که در اثر زندگی در غربت نصیبشان شده است، هم اندازه ما ایرانیان مرتکب جرم می‌شوند. البته باید این سوال را از خودمان هم بپرسیم که ما برای آن‌ها چه کرده‌ایم تا جرایم آن‌ها از این هم کمتر شود؟ چه کرده‌ایم که همسر و فرزند ایرانی‌شان را به امان خدا رها نکنند؟ دل آن‌ها باید به پیشرفت شغلی‌شان گرم باشد یا نوع برخوردی که ما با آن‌ها داریم؟ و …

      غرض این نوشتار، دفاع از اتباع بیگانه و دفاع از ماندن آن‌ها در ایران نیست که اگر روزی مسئولان به این نتیجه برسند که اتباع بیگانه باید بروند، جایی برای سخن باقی نمی‌ماند. غرض این است که فراموش نکنیم که افغان‌ها در طول این همه سالی که در ایران بوده‌اند، کم برکت برای ما نداشته‌اند. از شاعران و نخبگانشان که با وجود شرایطی که در بسیاری از کشورهای دیگر برایشان فراهم است، سختی زندگی در ایران را به آن کشورها ترجیح می‌دهند، بگیرید تا کارگرانی که در طول این سال‌ها، بارمان بر دوش آن‌ها بوده است. به قول محمد‌کاظم کاظمی: «‌امیدوارم نگاهی که درباره شاعران افغان وجود دارد، درباره کارگران این کشور نیز وجود داشته باشد.»

مسعود نبی دوست

یادداشت:

1. در اکثر سایتهای مختلف ایرانی دیده میشود که جرمهایی که مهاجرین افغان درایران مرتکب میشوند بارها با اب و تاب فراوان در پستهای خود می نویسند و گاهأ اینطور القا میکنند که همه مهاجرین افغانی قاچاقچی و جنایت کار هستند. حال این سوال پیش می اید که واقعا اینطوراست یا نه؟با استناد به سایتهای معتبر ایرانی اثبات میشود که این طور نیست به نقل از خبرگزاری تابناک ( www.tabnak.ir/fa/news/260412/افغانیها-بیشترین-زندانیان-خارجی)آمار مهاجرین زندانی در ایران5000نفر (در سال2012)هستند،

اگر ما تعداد کل مهاجرین را 3میلیون نفر در نظر بگیریم با یک تناسب ساده میشود(16دهم درصد)

یعنی 16دهم درصد از اتباع افغانستان (در سال 2012)در زندان ها هستند.

و باز طبق گفته همان سایت(www.tabnak.ir/fa/news/301963/رتبه-هشتم-ایران-در-تعداد-زندانیان ) تعداد زندانیان ایرانی حدودا 250هزارنفر (در سال2011) بیان شده است.که از کل جمعیت77میلیونی ایران میشود(32دهم درصد).

که می توان نتیجه گرفت که مجرمان ایرانی به تناسب جمعیت دو برابر مجرمان افغانی هستند.و به خاطر جو اجتماع جرمهای مهاجرین بزرگنمایی میشوند.

2. در حال حاضر اکثر کشور ها از واژه "بیگانه" استفاده نمی کنند ولی متاسفانه در ایران هنوز در اکثر مطبوعات از این واژه استفاده می شود.

 

منبع:اخبار مهاجرین

بیوگرافی عمر اکرم

دانلود تمامی آلبوم های عمر اکرم - Omar Akram Discography

عمر اکرم (Omar akram) نوازنده و آهنگساز آمریکایی افغان تبار می باشد. پدر وی از دیپلمات‌های کشور افغانستان در سازمان ملل متحد بود.
عمر اکرم، شش ساله بود که پیانو را نزد یکی از استادان موسیقی در پراگ، مرکز جمهوری چک آموخت. این استاد عمر را با آثار موسیقیدانان بزرگ جهان مثل، باخ، بتهوون، موتسارت چایکوفسکی و دیگر بزرگان موسیقی آشنا ساخت.
مسافرت عمر با خانواده به کوبا صفحهٔ دیگری از جهان موسیقی را بر روی او گشود. عمر اکرم چهارده ساله بود که اولین اثر هنری خود را ساخت. اولین البوم عمر اکرم به نام "Opal Fire" در سال ۲۰۰۲ از طرف شرکت معروف امریکایی بنام رییل میوزیک (Real Music) به بازار عرضه شد که مورد توجه زیاد شنونده‌ها قرار گرفت. این آلبوم در آن سال در میان موسیقی امریکا، مقام هفتم را گرفت.
در مجموعه حاضر تمامی آلبوم های ساخته شده توسط این هنرمند گردآوری شده است.

برای دانلود آلبوم های بسیار زیبای این هنرمند برجسته ی کشورمان به لینک زیر مراجعه کنید:

http://p30download.com/fa/entry/49163/

 


تحصیل‌کرده ‌ترین مردم جهان

کارشناسان آموزش در تحلیل تازه‌ای روی آخرین گزارش منتشر شده از سوی سازمان توسعه و همکاری اقتصاد (OECD) دریافتند که از سال 2000 میلادی رشد تعداد فارغ‌ التحصیلان دانشگاهی در میان کشورهای توسعه ‌یافته روند بسیار کندی داشته است.

در همین دوره زمانی آمریکا در میان سایر کشورهای توسعه‌یافته پایین‌ترین رتبه را در زمینه مهارت‌های خواندن و علوم ریاضی داشته و طبق آمار نشان بین سال‌های2010 و 2011 میلادی تعداد دارندگان مدرک دانشگاهی در آمریکا بدون تغییر و در حد 42 درصد ثابت مانده است.

بر اساس این گزارش تحصیل‌کرده‌ترین جوامع جهان را مردم کشورهای فنلاند،‌ استرالیا، انگلیس، ناروی، کره جنوبی، نیوزیلند، آمریکا، جاپان و کانادا تشکیل می‌دهند.

طبق آخرین گزارش منتشر شده از سوی سازمان توسعه و همکاری اقتصادی در سال 2011 میلادی، حدود 53.5 درصد بزرگسالان در روسیه مدرک دانشگاهی دارند که برابر با مدرک کالج در آمریکا است. همچنین طبق این گزارش روسیه در میان کشورهای توسعه‌یافته بالاترین آمار دارندگان مدرک دانشگاهی را دارد.
سایت آماری «وال‌استریت247» به بررسی کشورهایی پرداخته که بیشترین آمار فارغ‌التحصیلان دانشگاهی را دارند.

در این تحلیل آماری آمده است: تحصیل‌کرده‌ترین مردم جهان در کشورهایی سکونت دارند که صرف هزینه در تمامی سطوح آموزشی در آنها در بالاترین سطح است.

همچنین کشورهایی که تحصیل‌کرده‌ترین مردم جهان را دارند آنهایی هستند که هم از نظر تولید ناخالص داخلی و هم از نظر میزان سرانه بیش از میانگین تعیین شده از سوی سازمان توسعه و همکاری اقتصادی برای آموزش هزینه صرف می‌کنند.

در بسیاری از کشورها که سطح بالای تحصیلات دانشگاهی را دارند، بودجه خصوصی سهم بزرگتری از مجموع هزینه‌ها را شامل می‌شود. در 9 کشوری که بالاترین سطح تحصیلات دانشگاهی را دارند بخش قابل توجهی از هزینه آموزش از منابع خصوصی تامین می‌شود.

همچنین بسیاری از بهترین جوامع تحصیل‌کرده جهان به سمت سطوح بالاتر مهارت‌های توسعه‌یافته تمایل دارند. ژاپن، کانادا و فنلاند کشورهایی با جمعیت قابل توجهی از افراد تحصیل‌کرده، کشورهایی با بالاترین سطح عملکرد در آزمون‌های ادبیات و ریاضی هستند.

به گفته «گارا روجاس گونزالز»، تحلیل‌گر سازمان توسعه و همکاری اقتصادی، تحصیلات دانشگاهی نه تنها برای موفقیت فردی ضروری است بلکه برای کشورهایی با وضعیت اقتصادی ضعیف یک نیاز به حساب می‌آید.

وی تاکید کرد: پس از تاثیر شدید بحران اقتصادی، نرخ بیکاری در میان تمام قشرهای تحصیل‌کرده افزایش یافت اما افزایش آن در میان افرادی که مدرک تحصیلی بالاتری داشتند به مراتب کمتر بوده است.

منبع:شبکه اطلاع رسانی افغانستان

شرایط و ضوابط پذیرش اتباع خارجی در آزمون سراسری سال 93

آپلود سنتر عکس و فایل آپ سرا

آپلود سنتر عکس و فایل آپ سرا

توجه:شرط معدل برای رشته های غیر پزشکی در کلیه ی مقاطع دانشگاهی(روزانه و شبانه) به خصوص کارشناسی ؛معدل کل دیپلم 12 درنظر گرفته شده است.

منبع:سایت سنجش

۶ نکته مهم در مدیریت زمان

6-tips-in-time-management

 

از قدیم گفته اند: وقت طلاست. این جمله به لحاظ تقریب به ذهن ایرادی ندارد اما واقعیت این است که این جمله صحت ندارد. طلا قابل خرید و فروش و دست یافتنی است؛ اما وقت نه تنها قابل خرید و فروش نیست بلکه یک نعمت شخصی است و شما تنها مصرف کننده آن هستید.کارت عمر ما هر روز ۱۴۴۰ دقیقه شارژ می شود و مهلت استفاده از آن فقط و فقط همان روز است و قابل انتقال به فردا نیست.

مدیریت زمان
در ادامه به ۶ اصل مهم درباره مدیریت زمان اشاره می کنیم:

۱ – رعایت اصل پارتو (قانون ۲۰-۸۰)
این اصل را فردی به نام «ویلفردو پارتو» ابداع و بعدها شخص دیگری به نام «ژوزف جوران» تکمیل کرد.
این اصل می گوید: ۲۰ درصد از کارهایی را که انجام می دهیم؛ ۸۰ درصد برای ما مفید است؛ اما در مقابل ۸۰ درصد از کارهایی را که انجام می دهیم تنها ۲۰درصد برایمان مفید است. این قانون در جنبه های مختلف زندگی کاربرد دارد. به عنوان مثال، در اغلب موارد ۲۰ درصد از برنامه هایی را که از تلویزیون می بینیم ۸۰ درصد برای ما مفید است ولی ۸۰ درصد از این برنامه ها فقط و فقط ۲۰ درصد سودمند است.این قانون در مواردی چون مکالمه های تلفنی، حرف زدن و… نیز صادق است؛ بنابراین اولین گام مدیریت زمان این است که تمام انرژی و وقتمان را صرف آن ۲۰ درصد کنیم.

۲ – رعایت نظم؛ اولویت بندی و زمان بندی کارها
گاهی کارهایی که انجام می دهیم کارهای مفیدی است؛ اما به دلیل نداشتن نظم و اولویت بندی، بازده زیادی برای ما ندارد.داشتن یک برنامه روزانه به ما کمک می کند که از وقتمان بهتر استفاده کنیم. همین الان قلم و کاغذ بردارید و برای فردا برنامه ای تهیه کنید.

۳ – کار را در بهترین زمان انجام دهید
بانک، نانوایی، بازارها، ادارات، سینما، شهرهای گردشگری و زیارتی و بسیاری از مکان های دیگر، در برخی زمان ها خلوت و گاهی بسیار شلوغ است. در صورت امکان زمانی به این مراکز مراجعه کنید که خلوت تر باشد. این کار علاوه بر صرفه جویی بسیار زیاد در وقت، آرامش اعصاب و روان را به همراه دارد.

۴ – همزمان چند کار را انجام دهید
از بازار که می گذریم گاه کاسب هایی را می بینیم که منتظر مشتری هستند و پشت میزشان بیکار نشسته اند. این مصداق کامل تلف شدن وقت است. خانمی را می شناسم که همزمان با کار منزل، سخنرانی های مورد علاقه اش را نیز گوش می دهد. افراد موفق سعی می کنند در صورت امکان چند کار را با هم انجام دهند. البته توجه کنید که انجام برخی از کارها به تمرکز نیاز دارد که باید به تنهایی انجام شود؛ مانند مطالعه کردن.

۵ – تمام کارهایتان هدفمند باشد
انجام کارهایی مانند تماشای تلویزیون، مطالعه، تفریح کردن، دید و بازدید از فامیل، روزنامه خواندن و… باید هدفمند و براساس برنامه ریزی تان باشد.

۶ – استفاده مطلوب از وقت های زائد
با برنامه ریزی مناسب می توانیم از تمام فرصت ها و زمان هایی که در اختیار داریم، استفاده کنیم حتی زمان انتظار در بانک، نانوایی، ایستگاه اتوبوس، داخل مترو، مطب دکتر و…ساده ترین پیشنهاد این است که همیشه یک کتاب به همراه داشته باشید و در این اوقات مطالعه کنید.یادمان باشد که زمان هیچ گاه برنمی گردد. پس آن را به سادگی از دست ندهیم.

 

منبع:پی سی دانلود

بخشنامه شرط معدل 12 برای پذیرش دانشجویان اتباع خارجی در دانشگاه

قابل توجه کلیه دانشجویان اتباع خارجی پذیرش شده سال 92 دانشگاه های آزاد، پیام نور، علمی کاربردی و موسسات غیرانتفایی آموزش عالی

به گزارش اخبار مهاجرین از اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی ، به استناد بخشنامه شماره 134423/4 مورخ 92/8/7 ، ثبت نام و پذیرش آن دسته از دانشجویان اتباع خارجی پذیرش شده سال 92 در دانشگاه های آزاد، پیام نور، علمی کاربردی و موسسات غیر انتفایی آموزش عالی که از طرق آزمون ، بدون آزمون ، فراگیر و ... پذیرفته شده اند با دارابودن معدل کتبی 12 سه سال آخر متوسطه در دانشگاه های کشور بلامانع است.
لازم به یادآوری است که این معدل قبلا 14 بوده است و از سال 1393 به بعد در دانشگاه های مذکور شرط معدل حذف و فقط در رشته های روزانه و شبانه دانشگاه های دولتی معدل 12 کتبی ملاک خواهد بود.

 

منبع:اخبار مهاجرین

پ.ن: چند وقت پیش که پیگیر اخبار مربوطه بودم تا اونجایی که ذهنم یاری می کنه قرار بر این شده بود که شرط معدل کل از 14 به 12 تغییر کنه و نه معدل کتبی نهایی؛قرار بود این شرط معدل شامل دانشگاه های دولتی هم بشه ولی مثل اینکه فقط در حد بازی با کلمات باقی ماند!!!ولی باز هم جای شکرش باقیست و باید همینکار را نیز به فال نیک گرفت،نظر شما چیه؟از خیرس موی کندو

تظاهرات دانش‌آموزان فرانسوی در اعتراض به اخراج یک دانش‌آموز خارجی

دانش‌آموزان فرانسوی در اعتراض به اخراج یک دانش‌آموز خارجی از این کشور شمار زیادی از دبیرستان‌ها را به تعطیلی کشاندند. در پاریس و شهرهای دیگر فرانسه هزاران دانش‌‌آموز به خیابان آمدند. شماری از معترضان دستگیر شدند.

روز نهم اکتبر (۱۱ مهر)، هنگامی که ماموران پلیس فرانسه به یک ارودگاه دانش‌‌‌آموزان رفتند و لئوناردای پانزده ساله را برای بازگرداندن به کوزوو با خود بردند، تصور نمی‌کردند که این اقدام باعث ایجاد اعتراضات گسترده در سراسر فرانسه شود.

روز جمعه، ۱۸ اکتبر برای دومین بار تنها در پاریس، به گفته‌ی سخنگوی پلیس ۴ هزار دانش‌آموز و بنا بر ادعای یک سخنگوی معترضان، دست‌کم ۱۲ هزار نفر به خیابان‌ها آمدند و خشم خود را نسبت به اخراج خشونت‌بار لئوناردا و خانواده‌ی او به نمایش گذاشتند.

به گزارش شاهدان عینی، تعداد جمعیت به حدی بود که ساعت‌ها عبور و مرور خودروها در تعداد زیادی از خیابان‌های پاریس امکان‌پذیر نبود.

در پایتخت فرانسه و حومه‌ی آن، دانش‌آموزان بیش از ۴۵ دبیرستان کلاس‌های درس را ترک کردند و باعث تعطیلی دبیرستان‌ها شدند.

اعتراضات خیابانی در چند شهر به درگیری‌های پراکنده ‌میان نیروهای پلیس و تعداد کمی از دانش‌آموزان انجامید. به گزارش خبرگزاری آلمان، دست‌کم چهار تن از دانش‌آموزان دستگیر شده‌اند.

اعتراض سیاستمداران

تنها نه روز پس از اخراج لئوناردا شمار معترضان در سراسر فرانسه به ده‌ها هزار نفر رسیده و چند حزب را نیز به واکنش واداشته است. حتی شماری از اعضای حزب دولتی سوسیالیست هم به این اقدام وزارت کشور اعتراض کرده‌اند.

مانوئل والس، وزیر کشور، اخراج لئوناردا و خانوداده‌ی او را که وابسته به قوم روما ("کولی") هستند، اقدامی قانونی توصیف کرده اما تحت فشارهای فزاینده، خواستار بازنگری پرونده‌ی پناهندگی این خانواده شده است. او چندی پیش گفته بود، روماها کوچ‌نشین هستند و به همین دلیل نمی‌‌‌توانند خود را با جامعه‌ی فرانسه وفق دهند.

ژان مارک آیرو، نخست وزیر فرانسه وعده داده است که اگر ثابت شود حقوق لئوناردا نقض شده، به خانواده‌ی او که سال‌ها در فرانسه منتظر دریافت پناهندگی بوده‌اند، اجازه‌ی بازگشت خواهد داد.

فرانسوا اولاند نیز غیرمستقیم از اخراج لئوناردا به کوزوو انتقاد کرد. او گفت، دولت فرانسه باید نسبت به اخراج دانش‌‌آموزان خارجی حساسیت بیشتری به‌خرج بدهد.

در حرکت‌های اعتراضی دانش‌‌‌آموزان فرانسوی علاوه بر لئوناردا، نام خاچیک کاچاتریان نیز برده می‌شود. این جوان ۱۹ ساله ارمنی پس از رد تقاضای پناهندگیش، از فرانسه به ارمنستان بازگردانده شده است.

 

منبع:اخبار مهاجرین

اردوی تفریحی یک روزه برغان

مجمع فرهنگی دانشجویان افغانستان (فدا) برگزار می کند:

اردوی تفریحی یک روزه برغان

زمان: پنجشنبه 4 مهر ماه
مکان: اتوبان کرج-جاده کردان- برقان
ساعت حرکت از تهران: 7:30 صبح
ساعت حرکت از کرج: 8:30 صبح
ساعت بازگشت: 5 بعدازظهر
----------------------------------
محل حرکت از تهران: میدان انقلاب- خ 16 آذر- خ پورسینا
محل حرکت از کرج: درب دانشگاه خوارزمی(حاشیه اتوبان کرج- قزوین)
---------------------------------
هزینه اردو:
نفری 15 هزار تومان
---------------------------------
شماره تلفن برای رزرو:
کرج: 09354358599 جلال محمدی

قزوین: 09354581452 خانم سلطانی

تهران: 09139162090 علیرضا ابراهیمی
09198663583 محمدتقی صفری
شماره حساب:
6104337034219293
--------------------------------
تذکر: لطفا قبل از واریز وجه حتما با شماره های بالا هماهنگی کنید.
(مخصوص دانشجویان)
 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
دامان سرسبزی و خرمی برغان به سوی مسافران و گردشگران گشوده است
کرج - خبرگزاری مهر: چهره منطقه برغان در استان البرز، سرشار از سرسبزی، طراوت و خرمی است و این چهره زیبا میزبان گشت و گذار بسیاری از مسافران و گردشگران است و دامان خود را برای آنها گشوده است.

به گزارش خبرنگار مهر، آب و هوای خوب و رنگهای شاد طبیعت در منطقه برغان در استان البرز که همراه با فصلهای سال عوض می شود، میزبان گشت و گذار مسافران و گردشگران است.

منطقه برغان از مناطق زیبای استان البرز است و از مهمترین جاذبه های گردشگری این استان نیز محسوب می شود.

برغان در 10 کیلومتری شهر کرج در دره ای زیبا واقع شده است و یکی از محلهای دسترسی به این روستا نیز از کیلومتر 20 اتوبان کرج - قزوین و سپس خروجی کردان یا کرج - باغستان - خروجی برغان است.

منطقه برغان از مناطق شهرستان ساوجبلاغ به شمار می آید و آب و هوای آن در بهار و تابستان معتدل و در پاییز و زمستان سرد است.

رودخانه ها بر زیبایی های این منطقه می افزایند

رودخانه های شاهرود و سنج که از کوه های البرز مرکزی سرچشمه می گیرند، از کنار این منطقه عبور می کنند و این امر بر زیبایی های این منطقه می افزایند.

دو رودخانه شاهرود و سنج به موازات تاثیر فراوانی که در زیباتر شدن منطقه دارند، نقش مهمی در تلطیف آب و هوا و سرسبزی این منطقه ایفا می کنند.

بازار و خانه های قدیمی این منطقه نیز زیبایی های آن را افزایش داده و طبیعت زیبای آن، گردشگران فراوانی را به سوی خود فرامی خواند.

درختان کهنسال روستا چشم اندازی کم نظیر به منطقه می دهد و این درختان که عمر بسیاری از آنها قابل توجه است، زیبایی های منطقه را افزایش می دهد.

برغان در دامنه های جنوبی کوهستان البرز استقرار دارد و خانه های روستاییان نیز از شرایط طبیعی، نوع فعالیت و معیشت خانوار روستایی تاثیر پذیرفته و شکل گرفته است.

منطقه پایکوهی برغان، چشم اندازها و مناظر دلپذیری دارد

منطقه پایکوهی برغان، چشم اندازها و مناظر دلپذیری دارد و گستره باغات، مزارع سرسبز، حواشی رودخانه های شاهرود و سنج و چشم انداز کوه های اطراف، جلوه های متنوعی از زیبایی ها را به ویژه در بهار و تابستان به نمایش می گذارند.

مشاغل اکثر مردم روستای برغان زراعت، باغداری و دامداری است ضمن اینکه برخی از ساکنان این منطقه نیز به فعالیت در صنایع دستی و امور خدمات اشتغال دارند.

محصولات عمده زراعی روستای برغان نیز شامل مواردی از قبیل غلات، صیفی جات، محصولات باغی مانند گردو، توت، آلبالو، گوجه درختی و گیلاس است.

گوجه برغان شهرت فراوانی دارد

البته این منطقه در خصوص محصولات دامی نیز سابقه درخشانی دارد و این محصولات، شامل فرآورده های لبنی و عسل است ضمن اینکه گوجه برغان شهرت فراوانی دارد.

نام برغان با گوجه برغانی پیوند خورده و این نوع گوجه سبز، شهرت فراوانی دارد ضمن اینکه گوجه سبز برغان یکی میوه بسیار خوش طعم است که طعم و مزه آن را با حضور در این روستا احساس خواهیم کرد.

برغان به موازات بهره مندی از طبیعتی زیبا، جاذبه های گردشگری تاریخی مختلفی را نیز در خود جای داده که این جاذبه ها نیز طرفداران و گردشگران خاص خود را دارد.

برغان از مناطق بسیار زیبای استان البرز محسوب می شود و به دلیل نزدیکی به اتوبان کرج - قزوین می تواند شاهد افزایش تعداد گردشگران در خود باشد.

برغان می تواند محلی خوبی برای تفریح و گشت و گذار مسافران استانها باشد

دلیل این امر نیز این است که بسیاری از مسافران و گردشگران در کشور برای رسیدن به استانهای مورد نظر خود، از اتوبان کرج - قزوین می گذرند و برغان می تواند محلی خوبی برای تمدد اعصاب و تفریح و گشت و گذار آنها باشد.
فاصله برغان از اتوبان یادشده، زیاد نیست و در صورت معرفی این منطقه به همه گردشگران و تامین امکانات رفاهی کافی در برغان، تعداد بیشتری از گردشگران داخلی و خارجی از این منطقه بازدید می کنند.
البته این منطقه، راههای دسترسی دیگری نیز دارد که مسافران و گردشگران باید قبل از سفر، تحقیقات کافی انجام دهند تا بهترین راه را انتخاب کنند.
همچنین لازم است این منطقه در سطح استان البرز نیز بیش از پیش معرفی شود تا ساکنان این استان نیز از این منطقه دیدن کنند و زمانهایی از تعطیلات و اوقات فراغت خود را در آن بگذرانند.
توجه به سواحل موجب نشود که از زیبایی های سایر بخشهای طبیعت غافل شویم
بسیاری از مردم در سطح کشور و استان البرز تصور می کنند که رفتن به سواحل دریا، بهترین تفریح است درحالیکه اینگونه نیست و نباید از زیبایی های سایر مناطق و سایر بخشهای طبیعت غفلت کنیم.
سواحل دریا، روستاها، رودخانه ها، جنگلها و ...، هریک زیبایی خاص خود را دارند و باید به گونه ای برنامه ریزی شود تا از همه این بخشهای طبیعت دیدن کنیم و از زیبایی های محیط آنها انرژی بگیریم.
البته دستگاه های ذیربط و رسانه ها نیز نباید بیکار بنشینند و لازم است در راستای تامین امکانات رفاهی کافی همه جاذبه های گردشگری تلاش کنند و هرجا که لازم است، فرهنگسازی نیز صورت گیرد.
معرفی جاذبه های گردشگری به مسافران و گردشگران نیز از مهمترین مراحل کار است و این امر باید با استفاده از روشهای مختلف و تاثیرگذار صورت گیرد.
......................
گزارش: لعیا آراسته
 

جدول شهریه های جدید دانشگاه تهران

جدول شهریه های جدید دانشگاه تهران برای ورودیهای جدید دانشجویان

غیر ایرانی،جدولی که گریبانگیر بنده نیز شد و وضعیتم را برای ادامه تحصیل

بلاتکلیف کرد...

آپلود سنتر عکس و فایل آپ سرا

 

فتوای جدید: کشتن«شپش ریش» حرام است!

تاکنون فتواهای عجیب و غریبی از سوی گروه های سلفی و مشایخ آنها صادر شده که تعجب و شگفتی بسیاری را به دنبال داشته است اما شاید یکی از عجیب‌ترین این فتواها، فتوایی باشد که هیات شرعی وابسته به گروه "جبهه النصره" در شهر حلب آن را صادر کرد.

بر اساس فتوای صادره از سوی این هیات "کشتن شپش‌ها در محاسن مردان به این جهت که یکی از مخلوقات خداوند هستند، حرام اعلام و منع شده است".

هیات شرعی حلب این فتوای خود را با انتشار بیانیه‌ای این‌گونه توجیه کرده است: «در محاسن برخی از برادران مسلمان که به تبعیت از سنت مبارک رسول‌الله (ص) اقدام به بلند کردن محاسن خود کرده‌اند، شپش‌های مبارکی ظاهر شده که دلیل آن کمبود و یا نبود آب در جبهه‌های نبرد به طور دایم و مستمر و بسنده کردن آنها به آن آب تنها برای گرفتن وضو است و این فضای مناسبی را برای رشد شپش‌ها فراهم کرده است.

در این راستا هیات شرعی حلب به برادران مجاهد توصیه می‌کند که ریش‌های خود را به تبعیت از پیامبر (ص) با حنا رنگ کنند که موجب کاهش خارش ناشی از وجود شپش و کشته شدن آنها می‌شود که در محاسن آنها وجود دارد چراکه این شپش‌ها از مخلوقات مومن خدا هستند.»

 

منبع:شبکه اطلاع رسانی افغانستان

پ.ن: خدایا این موجودات خاکی باید تا چه حد احمق باشند که کشتن شپش را حرام و کشتن برادران و خواهران مسلمان خود را حلال بدانند،انسانیت رو به فناست!!!

قصه ناتمام...مهاجرت به استرالیا

Ali tahaزوج جوانی تازه از راه رسیده بودند از سیمای شان پیدا بود که هر دو همدیگر شان را خیلی دوست داشتند، خوشبخت به نظر می رسیدند دارای پسری خوشگلی بودند او را علی طه صدایش می کردند،علی طه تازه می تواست راه برود ، خیلی به آرامی راه می رفت تا به زمین نخورد، آرام آرام گام بر میداشت، وی با مادرش هر روز لحظاتی را در بیرون از خانه سپری می کرد، رو به روی خانه وی میدان خاکی بود که «علی طه» هر روز در آن خاک بازی می کرد، مادرش نیز توده های چوب و سنگ ریزه ها را جمع آوری می کرد تا برای پسرش خانه ی بسازد و لحظه ی مصروف شود.
او یگانه فرزند خانواده بود که غم و غصه مهاجرت را از چهره پدرو مادرش می زدود، گر چه نوعی گرفتگی و یاس در چهره آنان دیده می شد ولی شیطنت ها و شیرین زبانی های پسرش همه خستگی های روزگار را به دنیای از شادی و نشاط مبدل می کرد

اما اکنون دیگه از علی طه و مادرش خبری نیست، هیچگاه نمیآیند با خاک بازی نمی کنند، همگان فکر کنند شاید دیگر علی طه بزرگ شده با خاک بازی نمی کند، کاش او بزرگ می شد اما همیشه با خاک بازی میکرد.
جاییکه علی طه لحظه های دوری از وطن را با خاک بازی سپری می کرد، یکی از شرکت های مخابراتی اجاره کرده اطرافش را با میله های ظریف فلزی حصار کشیده، دیگر از علی طه خبری نیست، او نمی تواند اینجا بیاید، او دیگر توان بازی کردن را ندارد.
هر زمان که از آن محل رد می شوم به یاد آن لحظه های می افتم که علی طه در دنیای کودکانه اش غرق خاک بازی بود گاه گاهی به زمین می افتاد، مادرش بی تابانه می دوید یگانه فرزندش را از زمین بلند می کرد گرد و خاک لباسش را می تکاند و بوسه بارانش می کرد.
ای کاش علی طه می بود، صد حیف که او دیگر نیست، آری او رفت نه تنها بلکه با پدرو مادرش با هم بدنبال آرزوی که همه اعضا خانواده اش را از ایران به افغانستان و از آنجا به اندونزی کشاند.
گاهگاهی که با پدر علی طه با هم می نشستیم سر صحبت باز می شد هر کی از مسیر راه و سختی های که کشیده بودند قصه می کردیم وی نوعی ترس و دلهره و ناامیدی در دلش ایجاد می شد برایش می گفتم برادر چرا همینجا(اندونزی) نمی نشینید همینجا کیس بیندازید همه این خطرها را که پشت گذاشته اید بس است، ظاهرا گفته های مرا تایید می کرد و می گفت راست میگی وقتی که از مالزی آمدیم شب بود قچاقبر ما را سوار بر قایق کوچکی کرد و به راه افتادیم ولی در مسیر راه دریا طوفانی شد دست از زندگی ام شسته بودم به راستی که سفر دریا خطرناک است…
عاقبت در یکی از شب های تابستانی شب 27اگوست 2012 شبانگاه محل را بی خبرانه ترک کرده رفتند چه ترکی ! برای همیشه جمع کثیری از هم وطنان پناهجو رفتند تا به سرزمین آرزوها برسند، آنها همه بی خبرانه از سرنوشت ، سوار مرکب مرگ می شوند آرام آرام پیش می روند تا پس از دو شبانه روزی که هنوز در آب های اندونزی بوده آرامش دریا به هم می خورد، دریا با آدمها خشم می گیرد، دریا خشمگین .و خروشان می شود، همه مسافرین در بین آب سرگردانند، دریا دهان باز نموده تا همه را ببلعد، دیگر امیدی برای زنده ماندن نیست، امواج یکی پشت سر هم سر می رسد، عاقبت موجی خروشنده یی کشتی را از هم میدرد، با تاسف کشتی حامل پناهجویان در آبهای اقیانوس هند دچار سانحه ی شدیدی می شود، همه مسافرین در بین امواج خروشان رها و سرگردان می مانند، عده ی کمی شاید نزدیک به 50 نفر توسط گروه امداد استرالیای نجات می یابند، سر انجام پس از آنکه کشتی حامل پناهجویان دچار سانحه شدیدی گردیده بود شب 29 اگوست 2012 علی طه و خانواده اش با ده ها تن از پناهجویان دیگر در قعر دریا برای همیشه فرو رفتند.

گل گندم

منبع:اخبار مهاجرین

صدای جادویی کودک افغان سرشار از احساس




آوارگی و بی خانمانی یکی از بزرگترین دغدغه های پناهندگان افغان به شمار میاید. این آوارگی و بی خانمانی در طول این 3 دهه باعث شده که پناهندگان افغان در کشور های مختلف به اجبار پناهنده شوند که در این میان تبعیض های نژادی زیادی بر این گروه از پناهندگان صورت میگیرد .

در این ویدیویی که یک کودک 8 ساله مهاجر در ان با تمام احساس خود از درد و رنج خود و پناهندگان آواز می خواند و مشاهده کنید که این گروه از پناهندگان در چه سختی در حال زندگی کردن هستن!

چک چک باران بـــــــهار شیرین است، در یاد دارم تو را
شد بیدار در دل غـــــــــــــــــــــم دیرینم، از ناز لاله زار
بی دلم بی دلم خنجر زدند بر سینم، جدا کردند مارا
مینم و مینم تقدیرم آه همین است، چرا چرا آی چرا؟
چک چک باران بــــــهار شیرین است، در یاد دارم تو را
شد بیدار در دل غــــــــــــــــــــم دیرینم، از ناز لاله زار
 

لینک دانلودبا حجم 6 مگابایت

منبع:آسمان جاغوری

طرح ضیافت اندیشه ویژه دانشجویان غیر ایرانی برگزار می گردد

از آنجاییکه عدم تدوین دروس معارف ویژه دانشجویان غیر ایرانی با ادیان و مذاهب مختلف یکی از مهمترین دغدغه های نهاد بوده است، سعی شده است در این دوره با طرح مباحث تخصصی و عمیق توسط اساتید بزرگ و آشنا به ادیان و فرهنگ ملل این نقیصه تا حدی جبران گردد .

برابر نظر کارگروه فرهنگی شورای بورس دانشجویان غیر ایرانی ، ثبت نام از دانشجویان آقا و خانم مجرد غیر ایرانی و یا متاهلینی که دارای فرزند نباشند و بصورت مجردی اسکان داده شوند، بلامانع می باشد. البته شرکت خانم ها در این اردو منوط به اینست که تعداد ثبت نام کنندگان خانم به حد نصاب مورد نظر مسوولان اردو برسد در غیر اینصورت برگزاری اردوی ضیافت اندیشه ویژه خواهران به دوره بعدی موکول می گردد .

دانشجویان غیر ایرانی در طول مدت زمان حضور در این اردو از دوره های آموزشی، کارگاه های تربیتی، برنامه های فرهنگی ،تفریحی و ورزشی بهره مند می گردند. برابر برنامه ریزی های بعمل آمده سعی شده است که در کنار برنامه های آموزشی ویژه برنامه های تفریحی ، ورزشی و علمی نیز در نظر گرفته شود.

در صورتیکه دانشجویان غیر ایرانی با موفقیت این دوره را به پایان برسانند و در امتحان پایان دوره موفق به اخذ نمره قبولی گردند این دوره به جای 4 واحد درس معارف ایشان منظور می گردد و نمرات 2 درس معارف ایشان به دانشگاه های مربوطه ارسال می گردد. (لازم بذکر است برای دانشجویانی که دروس معارف خود را گذرانده باشند گواهینامه پایان دوره صادر می گردد)

این دوره از 1 شهریور لغایت 11 شهریور در مشهد مقدس برگزار می گردد. بطوریکه شرکت کنندگان در این اردو در تاریخ 31 مرداد با قطار به مشهد مقدس اعزام می گردند و در پایان اردو در تاریخ 11 شهریور به تهران مراجعت می نمایند.

دانشجویان محترم علاقمند به شرکت در این دوره می بایست با کلیک بر روی آیکون ثبت نام ضیافت اندیشه در صفحه اصلی سایت نسبت به ثبت نام خود اقدام نمایند. لازم بذکر است ثبت نام در سامانه به منزله قطعی شدن حضور دانشجویان در اردو نمی باشد. نتایج قطعی با هماهنگی سرپرستان دانشجویان غیر ایرانی متعاقبا اعلام می گردد.

جهت دریافت اطلاعات بیشتر با شماره های 84222176 - 84222153 تماس حاصل فرمایید.

مهلت ثبت نام:20 مرداد 92

لینک ثبت نام

منبع:کانون دانشجویان غیر ایرانی

 

تحسین رهبر معظم انقلاب از شاعران افغانستان

تحسین رهبر معظم انقلاب از شاعران افغانستان

«زهرا حسین زاده»، «سیدفضل الله قدسی»، «ابوطالب مظفری»، «حمید مبشر»، «علی مدد رضوانی»، «سید حسن مبارز» و «محمد سرور رجایی» از چهره‌های شاخص شعر افغانستان بودند که در دیدار با رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه‌ای حضور داشتند و تعدادی از این شاعران اشعار خود را در حضور رهبر انقلاب قرائت کردند.

به گزارش روابط عمومی اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی به نقل از هادیان البرز: «حمید مبشر» از شاعران جوان افغانستان نخستین شاعر فارسی زبان غیر ایرانی بود که یک دو بیتی و یک غزل با عنوان «بهاریه» خواند:
بهاریه
بهار آمد در کوچه چتر گل بر سر
نوشته عید مبارک به روی حلقه در
گذشته از همه دنیا و با خود آورده
ستاره‌های قشنگی ز شهر پیشاور
بهار آمده از راه دور و می‌خندد
میان سبزه، کنار درخت، زیر گذر
سبد سبد گل سرخ و سفید آورده
لباس تازه به تن کرده است کوه و کمر
خدا کند که بیاید شبی به کلبه من
بگیرد از من دل خسته و نزار خبر
خدا کند که بماند همیشه در ده ما
مباد آنکه از این ده کند خیال سفر
مباد آنکه دلش بشکند از این مردم
مباد آنکه دلش بشکند از این کشور
«محمد کاظم کاظمی»، شاعر برجسته و مطرح افغانستان از دیگر چهره‌هایی بود که سروده «شمشیر و جغرافیا» را خواند که رهبر معظم انقلاب، کاظمی و اشعار او را تحسین کردند و فرمودند: «آن چیزی که بیشترین امید به آن است که مقصود را برآورد همین گفتن است، پراکندن فکر با این ابیات زیبا و توان شاعرانه بهترین راه برای تحقق این هدف است».
شمشیر و جغرافیا
بادی وزید و دشت سترون درست شد
طاقی شکست و سنگ فلاخن درست شد
شمشیر روی نقشه‌ی جغرافیا دوید
این‌سان برای ما و تو میهن درست شد
یعنی که از مصالح دیوار دیگران‌
یک خاکریز بین تو و من درست شد
بین تمام مردم دنیا گل و چمن‌
بین من و تو آتش و آهن درست شد
یک سو من ایستادم و گویی خدا شدم‌
یک سو تو ایستادی و دشمن درست شد
یک سو تو ایستادی و گویی خدا شدی‌
یک سو من ایستادم و دشمن درست شد
یک سو همه سپهبد و ارتشبد آمدند
یک سو همه دگرمن و تورَن‌درست شد
آن طاق‌های گنبدی لاجوردگون‌
این گونه شد که سنگ فلاخن درست شد
آن حوضه‌ای کاشی گلدار باستان‌
چاهی به پیشگاه تهمتن درست شد
آن حله‌های بافته از تار و پود جان‌
بندی که می‌نشست به گردن درست شد
آن لوح‌های گچ‌بری رو به آفتاب‌
سنگی به قبر مردم غزنین و فاریاب‌
سنگی به قبر مردم کدکن درست شد
سازی بزن که دیر زمانی است نغمه‌ها
در دستگاه ما و تو شیون درست شد
دستی بده که گرچه به دنیا امید نیست
شاید پلی برای رسیدن‌، درست شد
شاید که باز هم کسی از بلخ و بامیان‌
با کاروان حلّه بیاید به سیستان‌
وقت وصال یار دبستانی آمده است
بویی عجیب می‌رسد از جوی مولیان‌
سیمرغ سالخورده گشوده است بال و پر
«بر گِردِ او به هر سر شاخی پرندگان‌«
ما شاخه‌های توأم سیبیم و دور نیست
باری دگر شکوفه بیاریم توأمان‌
با هم رها کنیم دو تا سیب سرخ را
در حوض‌های کاشی گلدار باستان‌
بر نقشه‌های کهنه خطی تازه می‌کشیم
از کوچه‌های قونیه تا دشت خاوران
تیر و کمان به دست من و توست، هموطن
لفظ دری بیاور و بگذار در کمان‌
«زهرا حسین‌زاده» از شاعران مطرح افغانستان غزلی با عنوان «جزر و مد» را خواند که رهبر انقلاب پس از شعر خوانی زهرا حسین زاده، شکوفایی ادبی شاعران افغانستان را تحسین نموده و و فرمودند که البته پیش از این نیز این سابقه وجود داشته است.
جزر و مد
عجب تحویل می‌گیری نماز نابلدها را
به شور آورده‌ای در من «…هو الله احد»ها را
ده‌ام را جنگ با خود برد، آهی در بساطم نیست
برایت مو به مو گفتم حدیث آن جسدها را
پدر پیوسته گاری را نصیب «سد معبر» کرد
و پنهان خانه آورد آخرین مشت و لگدها را
کسی با نان افغانی نمک‌گیرم نخواهد شد
خیابان تا خیابان خسته کردم این سبدها را
همین امضای سروان رد مرزم می‌کند فردا
به شهرت باز دعوت می‌کنی ما نام بدها را؟
چه کیفی دارد آب از حوض‌تان برداشتان آقا؟
اجازه! بشکند بادام چشمم جزر و مدها را
 

فراخوان مسابقه عکاسی «نگاه پناهندگان»

فراخوان مسابقه عکاسی «نگاه پناهندگان»

اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی و کمیساریا مسابقه عکاسی "نگاه پناهندگان" را برگزار می کنند./ مهلت: 15 شهریور ماه 1392

فراخوان:
این فراخوان جهت شرکت در مسابقه فوق برای تمامی افرادی که به عکاسی علاقه مند هستند. این رقابت فرصتی است برای به نمایش گذاشتن استعداد و تخصصتان برای یک جمعیت جهانی الهام گرفته، دوربین خود را بردارید و خلاقیت های خود را به کار گیرید. شاید شما برنده ما باشید.
پیش زمینه:
ایران بیش از سه دهه است که میزبان دومین بزرگترین جمعیت پناهنده در جهان می باشد. افغان ها وعراقی ها دوگروه اصلی پناهندگان درایران می باشند. در حال حاضر بیش از 840،000 پناهنده افغان و 42،000 پناهنده عراقی درایران زندگی می کنند. تنها 3% از این جمعیت در مهمانشهرها ومابقی97% درمناطق شهری و در کنار ایرانیان زندگی می کنند. خدمات گوناگونی در زمنیه های بهداشت، آموزش (فنی حرفه ای، سواد آموزی، پایه) ومعیشت برای آنان عرضه می شود.
اهداف:
به تصویر کشیدن زندگی پناهندگی درایران است. اینکه چگونه این پناهندگانی که از کشور جنگ زده ای فرارکرده اند، مهربانی ومیزبانی مردم ایران شامل حالشان شده و در ایران یک زندگی عادی دارند.
بازده:
اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی و کمیساریا مشترکاً این برنامه را سازماندهی خواهند کرد. بهترین عکس ها در گالری های مختلف و شناخته شده در تهران و نمایشگاه های مسابقه افغانستان شناسی و سایر نمایشگاه های برنامه ریزی شده استانی و کشوری و در گالری ویژه ای در ژنو، سوئیس به نمایش گذاشته خواهند شد.
برندگان مسابقه در مراسم افتتاحیه گالری اول در تهران اعلام و از ایشان تقدیر به عمل خواهد آمد.
انتخاب:
تمامی عکس های ارسال شده توسط شرکت کنندگان از لحاظ کیفیت هنری، تکنیکی و موضوعیت صحیح آن توسط هیئتی بررسی و داوری خواهد شد.
جایزه:
جایزه نفر اول مسابقه بلیط رفت و برگشت به ژنو، سوئیس جهت شرکت در نمایشگاه آثار برگزیده این مسابقه خواهد بود.
شرایط عمومی:
شرکت در مسابقه برای تمامی عکاسان حرفه ای و آماتور با هر تابعیتی آزاد است.
دبیرخانه مسابقه ارسال کننده عکس را صاحب اثر تلقی می کند. در صورت اثبات خلاف آن در هر مرحله، اثر (آثار) ارسالی حذف شده و عواقب آن نیز متوجه شرکت کننده خواهد بود.
دبیرخانه مسابقه مجاز است ( با حفظ مالکیت معنوی عکاس) در حد متعارف آثار ارسال شده را در امور نمایشگاهی، انتشاراتی، اطلاع رسانی و... خود استفاده نماید.
عکاس تائید می کند که افراد داخل عکس با رضایت عکاسی شده اند.
کلیه مخارج شرکت در مسابقه بر عهده خود شرکت کنندگان می باشد.
شرکت کنندگان به دو طریق می توانند عکس های خود را ارسال نمایند:
1. عکس های خود را بر روی CD/DVD همراه با فرم مشخصات فردی (ضمیمه 1) تکمیل شده در پاکتی در بسته به آدرس زیر ارسال نمایید:
تهران، خیابان ولی عصر، خیابان میرداماد غربی، جنب شیرخوارگاه آمنه، اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی
2. وارد سایت bafia.moi.ir شده و از طریق لینک مسابقه عکاسی در صفحه اصلی سایت، اقدام به ارسال آثار خود نمایید. (در صورت ارسال از طریق سایت تکمیل فرم مسابقه الزامی است.)
شرایط اختصاصی عکس:
هر شرکت کننده می تواند حداکثر 3 عکس جهت شرکت در مسابقه ارسال نماید.
عکس های مونتاژ شده با سیستم های نرم افزاری پذیرفته نخواهد شد.
عکس ها می تواند به صورت تک رنگ، سیاه و سفید یا رنگی باشد.
عکسها بایستی جدید باشند.
تمامی عکس ها باید دارای مشخصات ذیل باشد:
الف) فرمت jpg ب)کیفیت: 300 dpi ج) بدون قاب
عکس ها می بایست همراه با "شرح" کامل به ترتیب ذیل باشند:
1) محل: 2)موضوع: 3) شرح: 4) تاریخ:
درج هر گونه تاریخ، نام، لوگو و توضیحات بر روی تصاویر موجب حذف اثر از مسابقه خواهد شد.
زمان بندی:
مهلت نهایی ارسال عکس ها تا 15 شهریور ماه 1392 می باشد
هیئت داوران نتایج مسابقه را تا تاریخ 23 شهریور ماه اعلام خواهند نمود.
ضمیمه 1:
فرم ارسال
نام و نام خانوادگی:
نام پدر:
تاریخ تولد ( روز/ماه/سال):
جنسیت: مرد زن
تابعیت: ایرانی غیرایرانی
شماره ملی(برای اتباع ایرانی):
شماره شناسایی خانوار( برای اتباع غیر ایرانی):
حرفه/اشتغال:
آدرس پستی:
شماره تلفن ثابت: شماره تلفن همراه:
آدرس ایمیل:
تعداد عکس های ارسالی:
جزئیات عکس ها ( تا 3 عدد):
شماره /اسم فایل /تاریخ عکس / مکان / تیتر عکس /توضیح زیر عکس
تاریخ و امضاء:
لطفاً جهت ثبت نام به سایت اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور http://bafia.moi.ir مراجعه نمائید.

آیا می‌توان موبایل قرآن‌دار بر سر گرفت؟

یکی از سوالاتی که ممکن است برای بعضی از افراد در مراسم احیای شب‌های قدر پیش آید این است که آیا می‌توان از گوشی همراهی که حاوی قرآن کریم است به جای کتاب قرآن استفاده کرد و موبایل را بر سر گذاشت؟

به گزارش سافت‌گذر به نقل از سیتنا؛ درستی یا نادرستی این مسئله در گفت‌وگوی باشگاه خبرنگاران با اساتید حوزه علمیه مورد بررسی قرار گرفته است که در ادامه می‌آید:

آیت‌الله سیدهاشم حسینی بوشهری، مدیر حوزه‌های علمیه سراسر کشور:

گوشی موبایلی که دارای قرآن است، صدق قرآن نمی‌کند؛ مگر اینکه دسترسی به قرآن کریم ممکن نباشد اما به اعتبار اینکه آیات قرآن در آن وجود دارد آن هم بر صفحه گوشی موبایل ظاهر شده و مشخص شود که صفحه قرآن است، بر سر گرفتن آن اشکالی ندارد.

آیت‌الله محمدعلی جاودان، استاد اخلاق حوزه‌های علمیه تهران:

در صورت عدم دسترسی به کتاب قرآن، اشکالی ندارد که از گوشی موبایلی که دارای آیات قرآن است استفاده شود اما اگر قرآن چاپ شده باشد، بهتر است.

آیت‌الله محسن اراکی، استاد درس خارج مهدویت حوزه علمیه:

موبایل نمی‌تواند جایگزین قرآن شود. آنچه که در روایات اسلامی بیان شده است خود قرآن و یا بخشی از قرآن است که در اعمال شب‌های قدر باید روی سر قرار گیرد.

آیت‌الله مهدی هادوی تهرانی، مجتهد علوم حوزوی:

موبایلی که حاوی آیات قرآن است با وجود اینکه صفحه آیات قرآن در آن باز باشد، عرفا قرآن تلقی نمی‌شود. هر چند برخی از احکام قرآن را ندارد اما به سر گرفتن آن مانعی ندارد.

آیت‌الله سیداحمد خاتمی، امام‌جمعه موقت تهران:

آنچه که در روایات آمده کتاب قرآن است؛ بنابراین باید صدق قرآن کند و گوشی موبایل، صدق قرآن نمی‌کند.

مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی:

حجت‌الاسلام علی یعقوبی استاد حوزه علمیه و از پژوهشگران مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی نیز به بیان نظر کلی مراجع تقلید در این خصوص پرداخت و گفت: این مسئله از جمله مسائل اختلافی میان علما و مراجع تقلید نیست. براساس دستور روایات باید کتاب قرآن روی سر قرار گیرد و ترجیحا نیز برای حفظ شانیت قرآن، آن را باید ببندند و نظر تمام مراجع همین است. فقط نظر آیت‌الله خویی در زمان‌های گذشته این بوده است که اگر نوار کاست قرآن در دستشویی بیفتد باید نسبت به آن احتیاط کرد و فتوای صریحی در این زمینه نداشته‌اند.

وی افزود: بر سر گذاشتن گوشی موبایل در لیالی قدر نمی‌تواند از مصادیق قرآن به سر گرفتن محسوب شود. در مفاتیح الجنان در خصوص آداب قرآن بر سر گرفتن آمده است: قرآن‌ها را باز کنید و بر سر بگذارید. تعبیر از قرآن، همان کتاب قرآن است نه آن موبایلی که نوشته‌های آن به صورت غیر مکتوب است و تماسی با بدن حاصل نمی‌شود.

یعقوبی تصریح کرد: کتاب قرآن دارای احکام خاصی است که قرآنی که در گوشی موبایل است، فاقد آن است؛ نخست آنکه بدون وضو نمی‌توانید به صفحه قرآن دست بزنید اما موبایل این‌گونه نیست. دوم اینکه اگر کتاب قرآن نجس شود باید فورا آب کشیده شود اما اگر موبایلی که دارای قرآن است در دستشویی بیفتد نیازی نیست که درِ آن چاه بسته شود چون گوشی موبایل به محض برخورد با آب، خواهد سوخت و تمام اطلاعات آن از بین خواهد رفت. البته این بدان معنا نیست که ما به قرآن در درون گوشی موبایل، بی‌احترامی کنیم و بگوییم بی‌احترامی به قرآن‌های مکتوب جایز نیست اما بی‌احترامی به قرآن‌های داخل موبایل جایز است. نه، چنین حرفی صادق نیست.

این پژوهشگر حوزه علمیه اظهار کرد: از طرف دیگر بعضی از تمثال‌ها و تصاویری وجود دارد که عموم مردم آنها را به اهل بیت علیهم‌السلام نسبت می‌دهند با وجود اینکه این عکس‌ها صحت ندارد اما مراجع عظام اجازه بی‌حرمتی نسبت به آنها را نداده‌اند و حکم قرآن داخل موبایل نیز بر همین منوال است.
 

تعدیل شرط معدل کتبی 14 برای ورود به دانشگاه های جمهوری اسلامی ایران برای اتباع افغانستان

شرط معدل کتبی 14 برای ورود به دانشگاه ها تعدیل شد

مسئولین وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری جمهوری اسلامی ایران از تعدیل شرط معدل کتبی 14 برای ورود به دانشگاه های جمهوری اسلامی ایران برای اتباع افغانستان خبر دادند.

در پی تماس های دانشجویان مبنی بر محرومیت از تحصیل در دانشگاه ها به دلیل عدم احراز معدل کتبی 14، مسئولین سفارت در سطوح مختلف به رایزنی برای حل این مشکل دانشجویان پرداخته و در جلسات متعدد با مسئولین وزارت علوم این موضوع را مطرح ساختند.

در نتیجه این تماسها مسئولین وزارت علوم خبر دادند که کمیته مربوطه در وزارت علوم با تعدیل این شرط، ورود مهاجرین افغان متقاضی تحصیل در دانشگاه های جمهوری اسلامی ایران را مشروط به معدل کتبی 12 اعلام نمودند.

لازم به ذکر است که شرط معدل کتبی 14 برای تمامی اتباع خارجی برای تحصیل در دانشگاه های جمهوری اسلامی ایران تعیین گردیده است.

این شرط در دو مرحله در مورد آن دسته از مهاجرین افغان که متقاضی تحصیل در دانشگاه های جمهوری اسلامی ایران میباشند، تعدیل گردیده است. در مرحله اول متقاضیان اجازه اشتراک در کنکور سراسری را یافتند و پس از قبولی در کنکور اجازه تحصیل در دانشگاه های دولتی را نداشته و مجاز به تحصیل در دانشگاه های غیر دولتی و آزاد گردیدند.

در مرحله اخیر و در اثر تلاشهای مسئولین سفارت و توجهات مقامات و مسئولین وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری جمهوری اسلامی ایران در راستای همکاری با مهاجرین افغان و اهمیت به تحصیل این عده از اتباع افغانستان، متقاضیانی که معدل کتبی آنها بالاتر از 12 باشد، میتوانند در کنکور اشتراک و در صورت قبولی در دانشگاه هایی که پذیرفته میشوند اعم از دولتی و غیر دولتی تحصیل نمایند.

قابل ذکر است که این شرط برای دانشجویان اعزامی از داخل افغانستان به ایران که دوره پیش دانشگاهی را سپری مینمایند نمیباشد و این دسته از دانشجویان کماکان باید حداقل معدل 14 را برای ورود به دانشگاه اخذ نمایند.

سفارت افغانستان-تهران

منبع:اخبار مهاجرین

نمایشگاه "من"!!!

      با سلام خدمت تمامی دوستان و هموطنان و به خصوص دوستان دانشجویی که دست اندر کار برگزاری نمایشگاه عکس "نیمه پنهان افغانستان "هستند،امروز فرصتی دست داد تا در اولین روز برگزاری این نمایشگاه سری به این نمایشگاه بزنم و از نزدیک آثار دوستان را ببینم،نفس کار بسیار عالی و خوب و زحمات تمامی دوستان واقعا قابل تقدیر بود،محل نمایشگاه،نحوه ی چیدمان عکس ها و ...

      هدف از برگزاری یکچنین نمایشگاه هایی در بین جامعه ی دانشجویان افغانستانی ساکن ایران این هست که بتوانیم یک حس و روحیه ی همکاری،همفکری و همدلی را بین دوستان دانشجو ایجاد کنیم تا با تکیه بر این نیروی همفکر و همدل تحصیلکرده چهره ی مثبتی غیر از جنگ،بدبختی و ... را به جامعه ی میزبان نشان بدهیم تا دیدگاه و نگرش میزبانان خود را کمی نسبت به کشور عزیزمان تغییر بدهیم...

      در اینجا قصد دارم چندتا انتقاد از برخی از دوستان و همچنین چندو چون برگزاری نمایشگاه داشته باشم البته با دیدگاهی سازنده و نه با قصد تخریب،شاید زبانم کمی تلخ باشد ولی امیدوارم با دیدی مثبت به قضیه نگاه کنید:

1 . انتقاد اولم به پوستر نمایشگاه هست(شماره یک)،چیزی که در این پوستر گنگ و نامفهوم است و جایش واقعا خالیست واژه ی "افغانستان" است که دیده نمی شود حال با غرض یا بی غرض،وقتی یک مخاطب ایرانی در وهله ی اول با مشاهده ی این پوستر واژه ی "نیمه ی پنهان" را مشاهده می کند به هیچ عنوان به ذهنش خطور نمیکند که این "نیمه ی پنهان" میتواند "نیمه ی پنهان افغانستان باشد،تنها مخاطبان هموطن آنهم با کمی دقت در  چشم داخل پوستر و مشاهده ی پرچم افغانستان  و سه رنگ پرچم می توانند تشخیص دهند که این نمایشگاه مربوط به افغانستان است،البته یک پوستر دیگر هم دوستان طراحی کردن(شماره دو) که به نظرم بهتر آمد که آنهم فقط روی کارت های تشریفات زده شده بود و استندر دم درب ورودی نگارستان و روی شیشه های بیرون همان پوستر اول بود...

شماره یک

 
شماره دو

 

2 . اینکه برخی دوستان اصطلاح جشنواره را جایگزین نمایشگاه کرده بودند و روی آن پافشاری داشتند هم جای سوال داشت،تا آنجایی که ما در جریان بودیم که قرار بود نمایشگاه باشد چنانکه در پوسترها قابل مشاهده است.

3 . قرار بود نمایشگاه یک نمایشگاه عکس دانشجویی باشد نه یک نمایشگاه حرفه ای!

بیشتر عکس ها یعنی چیزی حدود 80 درصد از عکس ها متعلق به آقای رضا ساحل،مانی مشکین قلم و نجیب الله مسافر از مرکز فوتوژورنالیسم چشم سوم کابل بود که همگی به صورت حرفه ای عکاسی میکنند و خیلی از اسامی شرکت کنندگان جای آثارشان خالی بود.

4 . هدف از برگزاری نمایشگاه چنانچه در فراخوان ذکر شده:

به تصویر کشیدنِ ظرفیت ها و پتانسیل های موجود در عرصه هایِ فرهنگی، هنری ، گردشگری ،تاریخی، باستانی، اقتصادی، آموزشی، ورزشی ،اجتماعی، آداب و سنن و آیین ها. و با نگاه ویژه به پیشرفت های آموزشی و علمی از داخل افغانستان باشد ولی چیزی که اکثر آثار نشان می دهند آثار باستانی،فرهنگ و مناظر طبیعی افغانستان هست که در برگیرنده ی تمام پنانسیل ها و ابعاد "نیمه پنهان افغانستان" نیست و وقتی با سوال میخواهی ذهن مغشوشت را قانع کنی و با جواب : "هدف ما بعد فرهنگی افغانستان بود" مواجه میشوی،یعنی به نوعی خواستند تو را از سر خود وا کنند.

5 . نوع موسیقی و سبک آن هم که در نگارستان پخش میشد جای بحث داشت،چون همین موسیقی هم به نوعی می تواند یک حس مثبتی را به مخاطب القا کند،چیزی که به گوش ما رسید بیشتر از دل و دلبر میگفت و یک مورد هم یادآور دوران جنگ و بدبختی،بهتر بود از موسیقی های ملی افغانستان انتخاب میشد و بدون کدام جهت گیری قومی و مذهبی خاص و اگر در دسترس نداشتید از موسیقی بدون کلام و ملایم استفاده میکردید.

6 . وقتی ما جمع دانشجویان افغانستانی که به اصطلاح قشر تحصیلکرده هستیم در قالب یک نمایشگاه کوچک چشم دیدن همدیگر را نداریم و سایه ی همدیگر را با تیر می زنیم وای به حال مملکتمان!!!اینکه از لفظ "من" استفاده کنیم و بگوییم "نمایشگاه من" و اگر "من" نبودم این نمایشگاه برگزار نمیشد این واقعا زشت است.دوستان زیادی تا جاییکه بنده در جریان هستم برای این کار زحمت کشیده اند،از کار،درس،وقت و حتی جیب خود زده اند تا به نوعی با خلوص نیت بتوانند حتی اگر هم شده یک دید مثبت ایجاد کنند و ماه ها برای این کار دوندگی کرده اند و ناشکری و ناسپاسیست که بخواهید زحمات آنها را نادیده بگیرید و منفعت شخصی خودتان را بسنجید.درست است که مدیریت اجرایی سخت هست و انتقاد آسان ولی همین انتقاد آسان می تواند باعث اجرای درست بشود و این تمامی دوستان هستند که به مدیر فضا و پروبال می دهند وگرنه مدیر به تنهایی هیچ نیست...

 

      و در آخر کلام:تمامی بدبختی ما همین حس برتری طلبی و عدم انتقادپذیری چنانکه خودم امروز در مورد برخی دوستان مشاهده کردم هست که باعث شده ما با دوندگی های بسیار به هیچ جا نرسیم و حتی یک ذره هم از سنگینی این بدبختی بر دوشمان کم نشده است،همدل و همفکر نیستیم،منفعت مال ماست ولی توپ ضرر را به زمین دوستمان می اندازیم و اینست "نیمه ی پنهان ما"...

در ادامه ی مطلب چندتا عکس از نمایشگاه گذاشتم،لطفا مشاهده نمایید:

 

 

 

ادامه نوشته

تازه‌ترین رمان خالد حسینی اشک خواننده را درمی‌آورد

images

رابطه‌ی عاطفی یک خواهر و برادر دستمایه‌ی رمان تازه‌ی خالد حسینی‌با عنوان “و کوه‌ها طنین‌انداز شدند” است. او در این سومین رمان خود باز هم به سراغ موضوع آشنای زندگی خانواده‌ها در کوران رویدادهای سیاسی افغانستان رفته است.

به گزارش اخبار مهاجرین از دویجه ویله: جدیدترین کتاب خالد حسینی، نویسنده‌‌ی آمریکایی افغانی‌تبار، به زندگی یک خواهر و برادر به نام‌های عبدالله و پری می‌پردازد که عاشقانه یکدیگر را دوست دارند. دست سرنوشت ولی این دو را در کودکی از یکدیگر جدا می‌کند و آن‌ها هنگامی دوباره یکدیگر را باز می‌یابند که “دیگر دیر شده است.”

هق‌هق گریه

داستان کتاب “و کوه‌ها طنین‌انداز شدند” به نظر منقد روزنامه‌ی “دی ولت”، «رمان نیست، بلکه از یک سری داستان‌های کوتاه تشکیل شده است که مثل زنجیر به یکدیگر وصل می‌شوند». روایت کتاب از سال ۱۹۵۲ میلادی در دهکده‌ای در افغانستان آغاز می‌شود و از همان ابتدا احساسات خواننده را برمی‌انگیزد: عبدالله که خواهر خود پری را به شدت دوست دارد، در صحرا شاهد فروختن او به خانواده‌ای ثروتمند و بی‌فرزند می‌شود. جدایی رنج‌‌آور این دو هنگامی ابدی می‌شود که پری با خانواده‌ی جدید خود به پاریس می‌رود. عبدالله ولی او را هیچ‌گاه از یاد نمی‌برد تا این که خود، پس از پشت‌سرگذاشتن ماجراهای تکان‌دهنده‌ی سیاسی و اجتماعی، سرانجام سر از کالیفرنیا در می‌آورد…

منقد روزنامه‌ی “دی ولت” چاپ آلمان، در باره‌ی این کتاب می‌نویسد: «اگر بخواهیم این رمان را غیردوستانه ارزیابی کنیم، می‌توانیم بگوییم که حسینی کتابی گریه‌آور نوشته است؛ داستانی احساساتی به قصد غرق‌کردن خواننده‌های بی‌شمار خود در سیل اشک‌هایشان. نویسنده‌ی این سطور با این قصد خواندن کتاب را آغاز کرد که در برابر دچار احساسات آبکی بشود. ولی تا صفحه‌ی ۲۰ بیشتر دوام نیاورد و وقتی کتاب را بست، مثل یک بچه هق‌هق می‌کرد».

رمانی غیرمبتذل

برخی از نشریات پس از انتشار “و کوه‌ها طنین‌انداز شدند” در نیویورک، بلافاصله از آن استقبال کردند و نوشتند که نویسنده‌”حرف منقدان را گوش داده است”. “نیویورک تایمز” در این رابطه نوشت: «کتاب “و کوه‌ها طنین‌انداز شدند” بهترین کار خالد حسینی است.» منقد “دی ولت” با اشاره به این ارزیابی می‌نویسد که یک اثر “گریه‌‌آور” دلیل خوبی یا بدی کتاب نیست: «احساساتی بودن یک رمان وقتی بد نیست‌که مبتذل نباشد و “و کوه‌ها طنین‌انداز شدند”، مبتذل نیست».

16115612

تفاوت این رمان با دو اثر دیگر خالد حسینی با عنوان‌های “بادبادک باز” و “هزار خورشید شگفت‌انگیز” در شخصیت‌پردازی و پایان‌بندی به آن‌هاست که به نظر اغلب منقدان در دو رمان نخست “ضعیف” به‌نظر می‌رسید. ظاهرا در رمان سوم، خالد حسینی کوشیده است این “اشکال‌ها” را برطرف کند. در کتاب “و کوه‌ها طنین‌انداز شدند” از این‌رو شخصیت‌ها تنها به بد و خوب تقسیم نشده‌اند و پایان داستان هم غم‌انگیز نیست: «هر چند هنگامی که این خواهر و برادر سرانجام یکدیگر را در کالیفرنیا بازمی‌یابند، عبدالله به بیماری فراموشی دچار شده و پری، خواهر خود را به‌جا نمی‌آورد».

داستان دوستی‌های دیگر

از خالد حسینی پیش از این دو رمان “بادبادک باز” و “هزار خورشید شگفت‌انگیز” نیز منتشر شده است. “بادبادک باز”، داستان دوستی دو پسربچه افغان از دو طبقه‌ی اجتماعی متفاوت را بازگو می‌کند که دوران کودکی خود را با یکدیگر می‌گذرانند، ولی در بزرگ‌سالی دست سرنوشت آنان را از هم دور می‌کند و در میانسالی به‌گونه‌ای تصادفی دوباره یکدیگر را باز می‌یابند: آقاطوفان، پسر مردی ثروتمند در كودكی با علی، بچه‌ی یتیم خانواده‌ای فقیر كه فلج اطفال چهره‌اش را سخت زشت كرده است، دوست و هم‌بازی است. بعدها آقاطوفان با شاهزاده‌ای ازدواج می‌كند و صاحب پسری می‌شود. علی هم با دخترعموی زیبای خود، صنوبر پیوند زناشویی می‌بندد كه پس از به دنیا آوردن فرزند نخست خود، حسن لب شكری همراه كولی‌ها فرار می‌كند…

خالد حسینی، داستان آقاطوفان و علی را با زبانی ساده و ساختاری روشن كه در آن از بندبازی‌های زبانی، نماد و تمثیل اثری نیست، بازگو می‌کند. رابطه‌ی عاطفی این دو پسر و رویدادهای سیاسی افغانستان در این رمان، در دو مسیر دنبال می‌شود؛ پیوندهای نامتعارف خانوادگی و كشتارها، قتل عام‌ها، یورش‌ها، مقاومت‌ها و مهاجرت‌های بی‌شمار كه تاریخ معاصر افغانستان را رقم می‌زنند.

این رمان در ایران ابتدا با برگردان زیبا گنجی و پریسا سلیمان‌زاده در نشر مروارید منتشر شد.

“خورشید‌های درخشان”

عنوان دومین رمان خالد حسینی “هزار خورشید درخشان” است که نخستین ترجمه‌ی آن با برگردان بیتا کاظمی در نشر باغ نو به چاپ رسید.

خالد حسینی در این رمان ۴۶۱ صفحه‌ای داستان دوستی دو زن به نام‌های مریم و لیلا را دستمایه قرار داده است.

مریم، دختر “نامشروع” یک بازرگان افغانی است که تا سن ۱۵ سالگی به همراه مادر، جدا از پدر خود زندگی می‌کند. مرگ مادر سبب می‌شود که این بازرگان فرزندش را برای مدت کوتاهی در جمع خانواده‌ی “اصلی” خود بپذیرد و پس از آن که به او تجاوز می‌کند، “برای حفظ آبرو” به ازدواج مردی مسن و خشن درمی‌‌آورد.

زن دوم، لیلا، اما دختر باهوش یک روشنفکر افغانی است که در رفاه و آزادی زندگی می‌کند. دست سرنوشت پس از چندی این دو زن را بر سر راه یکدیگر قرار می‌دهد و آنان را با هم همسایه می‌کند. خالد حسینی ضمن روایت داستان دوستی مریم و لیلا، مروری بر رخدادهای سیاسی افغانستان از سال ۱۹۷۳ که بساط پادشاهی ظاهر شاه برچیده ‌شد تا ۱۱ سپتامبر را شرح می‌دهد: ورود روس‌ها به این کشور، جنگ‌های مجاهدین با روس‌ها، عقب‌نشینی نیروهای روسی، درگیری قوم‌ها و دسته‌های مختلف در افغانستان و رنج‌های بی‌شمار مردم عادی، به قدرت رسیدن طالبان و فاجعه‌ی ۱۱ سپتامبر، ایستگاه‌هایی هستند که نویسنده در آن‌ها مکث می‌کند.

خالد حسینی که در سال ۱۹۶۵ در شهر کابل به دنیا آمده است و تحصیلات خود را در رشته‌ی پزشکی در آمریکا به پایان رسانده، تا سال ۲۰۰۵ در بیمارستانی در لوس آنجلس آمریکا مشغول به کار بود. وی پس از آن به پیشه‌ی نویسندگی روی آورد و در حال حاضر تمام وقت خود را صرف تحقیق و نوشتن می‌کند.

منبع:اخبار مهاجرین

مسابقه افغانستان شناسي سال 92

«اطلاعيه»

بدينوسيله به اطلاع عموم پناهندگان محترم افغاني دانش آموز و دانشجو اعم از خواهران و برادران درمقاطع تحصيلي راهنمائي، دبيرستان و دانشگاه ميرساند ، اداره كل امور اتباع ومهاجرين خارجي وزارت كشور در نظر دارد يكدوره مسابقه افغانستان شناسي بين اقشار فوق الذكر(در سه سطح راهنمايي،دبيرستان و دانشگاه) بشرح ذيل برگزار نمايد :

مسابقه افغانستان شناسي سال 1392
1-نحوه ثبت نام :
1-1- مراجعه به سايت اداره كل امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور به آدرس:

www.bafia.moi.ir

2-1-تكميل فرم ثبت نام از طريق اينترنت ،واحدهاي آموزشي محل تحصيل و يا روابط عمومي دفاتر امور اتباع و مهاجرين خارجي استانداريها
2-سطوح انجام مسابقه و چگونگي اعطاء گواهينامه و جوائز:
1-2-مسابقه مذكور ابتدا در سطح استان و براي برگزيدگان استاني و راه يافتن به مرحله كشوري ،در سطح كشور برگزار خواهد شد .
2-2-جهت كليه شركت كنندگاناين مسابقه كه به درجه قبولي نائل آيند ،گواهينامه صادرخواهد شد.
تبصره:
الف) گواهينامه هاي استاني به امضاء مديران استاني خواهد رسيد.
ب) گواهينامه هاي كشوري با امضاء مديران ستادي صادر خواهد شد.
ج) گواهينامه سه تن از برندگان نهايي مسابقه به همراه يكنفر از مديران برجسته واحدهاي آموزشي فعال در اين مسابقه به امضاء مديران ستادي كشوري و بين المللي خواهد بود.

3-2-به تعداد 80 نفر از برگزيدگان استاني كه به مرحله كشوري راه خواهند يافت جوايز ارزنده اي اعطا مي گردد.
4-2- به تعداد سه نفر از برندگان كشوري اين مسابقه بزرگ ،جوائز نفيسي اعطاء خواهد شد.
3- نحوه انجام مسابقه ،منابع ذيربط ، زمان برگزاري و ريز برنامه ها متعاقباً از طريق پيام كوتاه و سايت مذکور اعلام خواهد شد.

« قابل توجه اتباع خارجي دارنده كارت آمايش معتبر»

«اطلاعيه»
«قابل توجه اتباع خارجي دارنده كارت آمايش معتبر»
بدينوسيله به اطلاع اتباع خارجي داراي مدرك معتبر آمايش (آمايش 8 اتباع افغانستاني و آمايش 7 اتباع عراقي) مي‏رساند .اداره كل امور اتباع و مهاجرين خارجي وزارت كشور در اجراي مصوبه كميسون ساماندهي اتباع خارجي ، عمليات اداري تجديد اعتبار مدارك آمايش پناهندگان جمعي عراقي و افغاني را از مورخ 18 خرداد 92 آغاز مي نمايد.
در اين دوره وزارت كشور جمهوري اسلامي ايران به منظور تلاش در بهبود روند رسيدگي وضعيت اقامتي پناهندگان حسب آموزه هاي اسلامي و در اجراي ماده 27 كنوانسيون پناهندگان و تكريم فزونتر پناهندگان ،كاهش حجم مراجعات اداري و تنظيم زمان مراجعه در جلوگيري از اتلاف وقت و صرفه جوئي در هزينه هاي پناهندگان جمعي ، براي اولين بار در بين كشورهاي پناهنده پذير از طريق نرم افزار تحت وب توسط سامانه اينترنتي به نشاني: www.samandehi-nobat.ir تاريخ نوبت مراجعه به موقعيتهاي انجام امور آمايش را تعيين مي نمايد.در اين دوره صرفاً مراجعه پناهندگان جمعي افغانستاني به سامانه پيش بيني شده و ساير پناهندگان مي بايد براي تجديد اعتبار مدارك امايش از تاريخ 18/3/92 الي 15/7/92 مستقيماٌ به دفتر امور اتباع و مهاجرين خارجي استانداري مراجعه نمايند
دسترسي به سامانه با ساده ترين شيوه ممكن از طريق رايانه هاي شخصي متصل به اينترنت و يا مراجعه كافي نتها امكانپذير است ( نرخنامه كافي نتها براي ثبت نام و يك برگ كپي از برگه تعيين نوبت به مبلغ 27000ريال است)
بنا به مراتب پناهندگان جمعي افغانستاني داراي مدرك معتبر آمايش 8 ساكن در استانهاي: خراسان رضوي- البرز-خراسان جنوبي-كرمان-يزد-سمنان-گلستان-فارس-بوشهر-اصفهان-مركزي-قزوين- قم و تهران مكلفند از ساعت 12 روز دوشنبه مورخ 6 خرداد 92 از طريق سامانه مزبور به اخد نوبت مبادرت نمايند. ضمناً مدت زمان مراجعه به سايت مزبور تا پايان وقت اداري روز پنج شنبه 20 تير 92 مي باشد. همچنين لازم به تاكيد است كه مدت زمان مراجعه به سايت مزبور تا پايان وقت اداري روز پنج شنبه 20 تير 92 مي باشد و پس از تاريخ مزبور سايت مسدود و تمديد مدارك آمايش صرفاً با احراز شرايط لازم و طي مراحل اداري متعدد در مهلت زماني محدودي ممكن خواهد بود.لذا ضروري است دارندگان كارت آمايش معتبر در استانهاي فوق الذكر در اسرع وقت مباردت به ثبت نام نموده و پس از تهيه نسخه اي از صفحه تعيين نوبت در تاريخ و ساعت تعيين شده در برگه به همراه تصوير(كپي) برگه تعيين نوبت و اصل كارت كليه اعضاء خانوار به نشاني تعيين شده مراجعه نماييد.
( مراجعه يكنفر از اعضاء خانوار- ترجيحاً سرپرست خانوار -كفايت مي نمايد و ضرورتي به حضور ديگر اعضاء خانوار نمي‏باشد.)
بديهي است سامانه از پذيرش درخواست نوبت براي كارتهاي آمايش فاقد اعتبار اجتناب خواهد نمود و همچنين چنانچه يك خانوار براي دفعات متعدد نيز به سامانه مراجعه نمايد ،سامانه صرفاً نوبتي كه در هنگام اولين مراجعه تعيين شده است را ارائه خواهد داد.
وزارت كشور
اداره كل امور اتباع و مهاجرين خارجي

آهوگون نادو

دومین انیمیشن جالب هزارگی بنام آهوگون نادو (آهوهای نادان) به لهجه ی شیرین هزارگی با کارگردانی عباسعلی چنگیزی و صداپردازی هزاره های کویته

دانلود
مشاهده در یو تیوب

آپلود سنتر عکس و فایل آپ سرا

منبع:بچکیچای محله

 
 

 

هفته فرهنگی افغانستان

با تلاش های بسیار دوستان هموطن دانشجو ، هفته ی فرهنگی افغانستان امروز بعدازظهر رسما به میزبانی دانشگاه خوارزمی شروع به کار کرد و تا سه شنبه میزبان مدعوین و علاقه مندان به فرهنگ ، تاریخ و ادب افغانستان خواهد بود.مراسم افتتاحیه با حضور دکتر عالمی مستشار سفارت افغانستان در تهران،آقای انوری مسوول بخش دانشجویی سفارت،سرکار خانم قنبری کارشناس افغانستان در وزارت علوم،مسوولین اداره اتباع استان البرز،روسا و مسوولین دانشگاه خوارزمی و سایر مسوولین برگزار شد.

نمایشگاهی از صنایع دستی،غذاهای سنتی،خوشنویسی،نقاشی،عکس،کتاب،لباس های سنتی و سنگ های قیمتی افغانستان نیز به همت تمامی دوستان دانشجو تا روز سه شنبه دایر خواهد بود...

(کانون فرهنگی دانشجویان افغانستانی دانشگاه پیام نور هشتگرد نیز در این نمایشگاه شرکت دارد)

در ادامه مطلب با تعدادی عکس از این رویداد فرهنگی در خدمت دوستان هستم:

ادامه نوشته

«رجبعلی غلامی»؛ مهاجری شهید از افغانستان که جانش را فدای اسلام کرد

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1392/01/26/13920126000197_PhotoA.jpg

شهید رجب علی غلامی، در سال ۱۳۵۹ از افغانستان به بجستان مهاجرت کرد و مدتی بعد به عنوان بسیجی به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شتافت و در ۱۳۶۲ در عملیات والفجر ۹ قهرمانانه و شگفت‌انگیز به شهادت رسید.

سومین یادواره شهدای دفاع مقدس، شهرستان بجستان با محوریت شهید رجب علی غلامی افغانستانی، در شهر بجستان برگزار شد.

«حجت السلام ایزدی»، امام جمعه شهرستان بجستان و «سردار غیاثی» جانشین فرمانده سپاه امام رضا در این مراسم از رشادت‌ها و اخلاص شهید رجب‌علی غلامی یاد کرده و او را از افتخارات شهرستان بجستان دانستند.

«علیرضا دلبریان»، نیز در این مراسم ضمن تجلیل از رشادت‌های شهید رجب علی غلامی، در سخنانی خطاب با مسئولان فرهنگی گفت: ای مسئولان فرهنگی شما کجایید که شهید رجب‌علی غلامی را نمی‌شناسید، ما مثل شهید رجب‌علی ده‌ها شهید داریم که تا کنون ناشناخته مانده‌اند.

همچنین در این مراسم یاران و همرزمان شهید رجب‌علی غلامی، به بیان خاطرات خود از دوران حضور شهید غلامی در بجستان و مناطق عملیاتی که رجب‌علی غلامی در آن حضور داشته پرداختند.

یادواره‌ای با محوریت شهیدی افغانستانی

«محمد سرور رجایی» شاعر و روزنامه‌نگار افغان و معاون خانه ادبیات افغانستان در تهران که به این مراسم دعوت شده بود در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری فارس، در مورد بزرگداشت شهدای بجستان با محوریت شهیدی از افغانستان گفت: از ۳ سال پیش تا کنون یادواره شهدای بجستان با محوریت شهید رجب غلامی که از اهالی کشور افغانستان است، در شهرستان بجستان برگزار می‌شود و امسال سومین سالی بود که با محوریت این شهید مراسم با شکوهی در مصلی شهرستان بجستان برگزار شد و تمام برنامه‌ها، دکور و بروشورهایی که چاپ شده بود و کلیپ‌ها و عکس‌هایی که به نمایش درآمد همه با موضوع این شهید مهاجر بود.

شهید رجب غلامی افتخار بجستان

سرور رجایی در ادامه افزود: برنامه بر خلاف تصور من استقبال از این مراسم بسیار عالی بود و تجلیل با شکوهی از طرف مسئولان دولتی، نظامی و خانواده‌های شهدا و مردم بجستان از شهید رجب‌علی غلامی به عمل آمد.

وی اظهار داشت: در صحبتی که من با امام جمعه بجستان داشتم ایشان به من گفت: «بجستان به تعداد سوره‌های قرآن ۱۱۴ شهید تقدیم اسلام کرده است که شهید رجب‌علی غلامی از کشور افغانستان، سرآمد همه این شهدا و از افتخارات بزرگ بجستان است.

بر مزار من گریه کنید که من غریبم

این روزنامه نگار افغان در ادامه گفت: من امروز وقتی که بر سر مزار شهید رفتم دیدم که بر روی سنگ مزار او نوشته شده که «مادران و خواهران بر سر مزار من گریه کنید که من در این شهر غریبم و پدر، مادر و خواهری ندارم که برایم گریه کنند.»

رجایی افزود: من در بجستان این عزت و افتخاری که خداوند به این شهید داده است را به چشم دیدم، از یک کودک ۵ ساله تا یک پیرمرد ۹۰ ساله همه شهید غلامی را در بجستان می‌شناسند و همه می‌گفتند چگونه می‌شود که رجب غلامی را نشناخت.

وی افزود: وقتی به مزار شهید در بجستان رفتم، دیدم بر سر مزار او غوغایی است، از مردم و کسانی که بر سر مزار او آمده بودند، پرسیدم، همه با خوشحالی می‌گفتند که شهید رجب‌علی غلامی فرزند ماست، ما به او افتخار می‌کنیم.

رجایی گفت: این می‌تواند در سایر شهرهای جمهوری اسلامی ایران یک الگو باشد که در گلستان شهدای خود شهید افغانستانی دارند.

نحوه شهادت خواندنی شهید

این روزنامه نگار افغان در مورد نحوه شهادت شهید غلامی که آن را بسیار شگفت‌انگیز توصیف کرد، گفت:

«رجب غلامی در روز ۶ اسفند ماه سال ۱۳۶۲ در منطقه کردستان، پس از باز کردن معبر مین به سیم خاردار حلقوی می‌رسد که به هیچ عنوان نمی‌شده آنرا قطع کنند، چون اگر سیم را قطع می‌کردند سیم‌ها جمع شده و معبر منفجر می‌شد.

در این وقت این شهید با همرزم خود با نام «شریفی مقدم» تصمیم می‌گیرند که یک نفر بر روی سیم خاردار بخوابد، ابتدا شریفی مقدم قصد داشته این کار را انجام دهد، ولی شهید غلامی به او التماس می‌کند و او را قسم می‌دهد که بگذار من این کار را انجام دهم و این افتخار را از من نگیر.

سرانجام شهید رجب غلامی بر روی سیم‌های خاردار می‌خوابد و در حالی که خون از بدن پاکش جاری بوده، بیش از ۱۶۰ نفر و بنا بر روایتی ۳۰۰ نفر از روی بدن او عبور می‌کنند.

وقتی همه عبور می‌کنند و او را از روی سیم‌ها بلند می‌کنند، می‌بینند تمام بدنش غرق در خون است و درد می‌کشد.

در همین حال دست به دعا برمی‌دارد و می‌گوید خدایا شهادت مرا برسان، در این لحظه بلافاصله تیری از سوی نیروهای عراقی شلیک می‌شود و به چشم چپ او اصابت می‌کند و همان جا به شهادت می‌رسد.»

رجایی ادامه داد، با تلاش‌هایی که من کردم، تصویری از همان گلوله خوردن چشم او را به دست آورده‌ام که در کتابی که در مورد این شهید قرار است منتشر شود آن را خواهم آورد.

خصوصیات اخلاقی شهید

این روزنامه نگار افغان در ادامه در مورد ویژگی اخلاقی شهید غلامی گفت: همرزمان شهید از خصوصیات اخلاقی او زیاد گفته‌اند و همه تأکید داشتند که شهید رجب‌علی غلامی فردی با ایمان و صادق بود.

با توجه به اینکه فردی روستایی و بی‌سواد بود، اما به شدت دین‌مدار بود و حتی درآمد همان نانوایی، گاوداری و کار بنایی را پاک کرده و خمس آنرا می‌پرداخت و زمانی که عازم جبهه شد، به دوست خود وصیت کرد، تنها دارایی او را که یک موتور هوندا بود بفروشند و پولش را به حساب جبهه‌ها واریز کند.

شهیدی از ایران در افغانستان

رجایی در ادامه این گفت‌وگو تصریح کرد: مانند این حادثه در افغانستان هم اتفاق افتاده و شهیدی با نام «احمد‌رضا سعیدی» در منطقه «بهسود» در نبرد با متجاوزان روسی به شهادت رسیده است و مزار او در منطقه بهسود برای مردم قابل احترام است و همه مزار او را با کرامت می‌دانند همچنان که برخی از مزار شهید غلامی حاجت گرفته‌اند.

مزار این شهید والا مقام حاجت می‌دهد

پایگاه مقاومت بسیج بجستان، که «پایگاه شهید رجب‌علی غلامی» نام دارد و در فضای مجازی نیز فعالیت می‌کند، شهید غلامی را این گونه معرفی کرده است: رجب غلامی یک شهید غریب است که قبل از جنگ، به ایران و شهر بجستان مهاجرت می‌کند.

وی پس از حضور در عملیات والفجر ۹ به شهادت می‌رسد؛ مردم بجستان به رجب غلامی ارادت خاصی دارند و از این شهید حاجت می‌گیرند.

شهیدی که به د‌لها آرامش می‌دهد

در این وب‌سایت نظرات برخی از یاران و همرزمان و مردمی که بر سر مزار شهید رفته‌اند ذکر شده است.

در مطلبی آمده است: رجب جان سلام، دیروز بر سر مزارت آمدم، خیلی دلم گرفته بود. آمدن بر سر مزار تو به آدم آرامش خاصی می‌دهد.

آنجا خانواده های شهدا همه برای شهدای خود سبزه آورده بودند، سر مزار هر شهید یک سبزه بود ولی بر سر مزار تو چندین سبزه قشنگ دیدم و انگار هر کسی که برای شهیدش سبزه آورده بود، یکی هم برای تو آورده بود.

تازه دیروز فهمیدم خدا خیلی دوستت داشته که این چنین خانواده بزرگی به تو داده، آری همه مردم بجستان خانواده تو هستند.

در مطلبی دیگر آمده است:

امروز سر مزار شهید رجب غلامی رفتم، راستش خیلی دلم برایش تنگ شده بود، مگر این شهید غریب چه کار کرده که این قدر بین مردم محبوب شده.

تازه سرخاکش از همه جا شلوغ تره، حتما باید خیلی بزرگ باشه که از یک کشور دیگر بیاید و در جبهه‌های ایران به شهادت برسد.

اصلا مگر نمی‌توانست مثل بعضی از ایرانی‌ها بگوید به من چه که جنگ شده؟ اما رجب یک نقطه مشترک با ما داشت، او مسلمان بود، رجب می‌دانست وقتی که نام اسلام وسط باشد، نژاد و ملیت معنایی ندارد.

دعایت را از ما دریغ نکن

در مطلب دیگری در مورد این شهید نوشته شده است: تو امروز از میان ما رفتی و بال‌هایت را به رخ زمینیان کشیدی، روی زمین گرچه غریبی، اما کار خداست که آشنای دل‌ها شده‌ای، می‌دانم حالت بسیار خوب است. دعایت را از ما دریغ نکنی که این روزها زیاد محتاجش هستیم.

آنگونه که در زندگی‌نامه شهید رجب علی غلامی آمده است وی در سال ۱۳۴۳ در افغانستان که محل دقیق آن نیز مشخص نیست، به دنیا آمد.

در دوران کودکی مادرش را از دست داد و با پدر و ۳ برادر و ۲ خواهر خود زندگی می‌کرد، با تجاوز روس‌ها در سال ۱۳۵۹، وی خانواده را ترک کرده و خود را به ایران می‌رساند و در شهرستان بجستان ساکن می‌شود.

با توجه به صفا و اخلاصی که داشته، خیلی زود با مردم این شهر انس می‌گیرد و در پایگاه بسیج بجستان نیز به فعالیت می‌پردازد.

او تمام درآمد حاصله خود را که در آن زمان یکصدهزار تومان بوده، به ستاد کمک‌رسانی جبهه تحویل می‌دهد و مبلغ ۹۵۰۰ تومان را هم بابت سهم مبارک امام(عج)، به امام جمعه وقت بجستان می‌سپارد و در وصیت نامه‌اش نیز متذکر می‌شود که موتور وی را بفروشند و پولش را به جبهه واریز کنند.

سومین یادواره شهدای بجستان با محوریت شهید رجب‌علی غلامی افغانستانی روز پنجشنبه در شهرستان بجستان با حضور مسئولان دولتی و نظامی، خانواده‌های شهدا و جمع کثیری از مردم این شهر برگزار شد.

منبع:اخبار مهاجرین

پ.ن:شهرستان بجستان یکی از شهرستان‌های استان خراسان رضوی ایران است

سرباز روسی؛در افغانستان می مانم!

حكیم اوف یكی از ۳۰۰ سرباز گمشده ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی پیشین است که در سال ۱۳۶۲ خورشیدی برای جنگ بر ضد مجاهدین به افغانستان اعزام شده بود.

به گزارش رشد به نقل از صدای آمریکا، حكیم اوف سمرقندی كه از ازبكستان آمده بود ۳۰ سال پیش در هیاهوی جنگ ناپدید شد، اما اکنون با نام شیخ عبدالله در ولسوالی شیندند هرات شناسایی شد. حکیموف می گوید: سه دهه پیش در جریان جنگ در ولسوالی شیندند از ناحیه سر و سینه زخمی شد و سپس توسط مجاهدین دستگیر شد. این سرباز پیشین ارتش سرخ می گوید: مجاهدین وی را درمان کردند و زندگی اش را به روال عادی برگرداندند.

حکیم اوف پس از شفایابی به عقد یک زن افغانستانی در می آید و پس از چندی همسرش فوت می کند. او می گوید: اکنون فرزندی ندارد و تنها زندگی می کند.
حدود سه دهه پس از اعزام حکیموف به افغانستان، گروه جستجوی گمشدگان روسی برای پیدا کردن وی و سایر همقطارانش به افغانستان آمده اند. کمیته جستجوی سربازان گمشده شوروی پیشین تا کنون توانسته است در مدت کم ۳۱ سرباز را از جمع ۳۰۰ سرباز گمشده در ولایت های مختلف افغانستان شناسایی کند.

الكساندر لاورنتا، معاون كمیته جستجوی سربازان گمشده شوروی پیشین در افغانستان می گوید: از جمع ۳۱ سرباز شناسایی شده تنها ۲۲ نفر آنان حاضر شده اند كه دو باره به زادگاه شان برگردند. راورنتا می گوید: پس از خروج نیرو های شوروی از افغانستان ۳۰۰ نفر از سربازان ما نا پدید بودند كه ما می دانیم بیشتر آنان كشته شده اند، اما تا زمانی كه سرنوشت آنها معلوم نشود برای ما كشته و یا مرده حساب نمی شوند.

شیخ عبدالله –حکیم اوف پیشین- كه حال نمی تواند به ازبکی و روسی صحبت کند به داشتن تابعیت افغانستانی خود افتخار می کند. او از برگشت به کشورش امتناع کرده و می خواهد که زندگی خود را در شنیدند ادامه دهد. حکیموف می گوید: دلم می خواهد كه در افغانستان زنده گی كنم و تا حد توان زحمت های مردم را جبران كنم و در هرات كه به من تذكره داده است میمانم. من به مردم افغانستان عادت كرده ام و در اینجا خوشبخت هستم. به خانه و كاشانه خود و زادگاه خود هیچ علاقه ای ندارم و نمی روم، مگر اینكه به من یك دعوتنامه بدهند كه به كشورم بروم و از نزدیك خانواده خود را ببینم و دوباره به افغانستان بازگردم.

جستجو برای سربازان گمشده روس در افغانستان در حالی صورت می گیرد که از تهاجم ارتش سرخ شوروی پیشین در افغانستان بیشتر از ۳۳ سال می گذرد.

منبع:شبکه اطلاع رسانی افغانستان