"هیچ نشانی از همبستگی اسلامی نیست(وضعیت مهاجرین افغانستان در ایران)"
امید به صلح، میلیونها افغانها را روانه ایران کرد. اما
مهمان نوازی اولیه از بین رفته و تبعیض و استثمار به جزئی از زندگی روزمره افغان های
مقیم ایران تبدیل شده است. هم اکنون دولت ایران از آنها میخواهد این کشور را برای
همیشه ترک کنند.
در اتوبوس، سکوت حکمفرماست. هراز گاهی یکی از مسافران از پشت
پردههای کشیده شده به بیرون نگاه کرده و سعی در تشخیص منطقه دارد تا بتواند برآورد
کند چه مدت این سفر طول خواهد کشید. مقصد نهایی مرز ایران و افغانستان است، جایی که
پلیس امنیتی ایران این مسافران را به دست گارد مرزی افغانستان خواهد سپرد. این
اتوبوس، یکی از اتوبوسهای بیشماری است که مهاجرین افغان را به خارج از کشور
میبرند. روند اخراج افغان ها آنچنان عادی شده است که در برخی موارد رانندگان
اتوبوسها در صورت داشتن صندلی خالی، تعدادی از گردشگران خارجی را به منظور کسب
درآمد بیشتر نیز سوار میکنند.
کشور برادر و شیعه
افغانهای ساکن ایران،
دومین گروه پناهندگان در سراسر جهان به شمار میروند. کمیساریای عالی پناهندگان
سازمان ملل (UNHCR) اعلام کرده حدود 840 هزار افغانی در اکتبر 2011 میلادی به طور
رسمی در ایران ساکن هستند، اما بر اساس گزارش سازمان دیده بان حقوق بشر (HRW) در
ماه نوامبر، شمار افغان هایی که به طور غیر قانونی در ایران حضور دارند بین 4/1 تا
2 میلیون نفر برآورد می شود.
در
مقایسه با پناهندگان رسمی، آنها اجازه اقامت معتبر یا اجازه کار ندارند. با وجود
این، آنها بخش عمده نیروی کار صنعت ساختمان سازی ایران را تشکیل میدهند. آنها به
عنوان کارگر در شهرهای بزرگ سختترین کارها را انجام داده و اغلب در بدترین شرایط
ممکن کاری بیش از ده ساعت در روز کار میکنند. بسیاری از آنها افراد جوانی هستند که
از خانواده های خود جداشده و به امید آیندهای بهتر به این کشور همسایه نقل مکان
کردهاند. از آنجا که اکثر مهاجران متعلق به گروه قومی هزاره هستند، با ایرانیها
در زبان فارسی و عقیده شیعی خود مشترک هستند.
هنگامی که برای اولین بار
پناهندگان در سال 1979 میلادی و در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی، از مرزها عبور
کردند، جمهوری اسلامی همه کسانی را که تلاش میکردند تا از رژیم کمونیستی بیخدا
فرار کنند، با آغوش باز میپذیرفت. تا اوایل دهه نود میلادی، بیش از سه میلیون
پناهنده به این کشور سرازیر شدند. موج جدید مهاجرت، در سال 1996 میلادی و با فتح
کابل به دست ملا عمر و طالبان آغاز شد. با وجود ماهیت رژیم سرکوبگر مذهبی ایران،
این کشور برای بسیاری از افغانها یک مکان امن و صلحآمیز بوده که در آن یک زندگی
مستقل امکانپذیر است.
با این حال، گرچه نیروی کار ارزان افغانی به بخش مهم و
ضروری از اقتصاد ایران تبدیل شد، هم اکنون وضعیت مهاجران غیرقانونی رو به وخامت
گذاشته است. روابط آنها با مردم ایران به طور فزایندهای بد شد و در نهایت، در دوره
ریاست جمهوری احمدینژاد به بدترین وضعیت ممکن رسید. از آنجا که دولت رسما نگران
امنیت کشور بود، مهاجران دیگر اجازه امضای اجارهنامه و یا ترک شهر محل اقامت خود
را نداشتند.
شهروندان درجه دوم
افرادی که در این شرایط زندگی کردهاند،
میگویند برای کسانی که اوراق شناسایی نداشته و یا مدارکشان توسط نیروهای امنیتی
ایرانی مصادره شده، خرید حتی یک تلفن همراه یا خودرو ناممکن است. ورود خارجیها، و
مخصوصا افغانها، به 28 استان از مجموع 31 استان این کشور تا حدی یا کاملا ممنوع
شده، و ورود آنها به پارکهای مختلف در شهرستانهای بزرگی مانند اصفهان، رسما ممنوع
اعلام شده است.
در حالی که UNHCR با افتخار اعلام کرد، مهاجرین رسمی افغان امکان
استفاده از آموزش و پرورش و مراقبتهای بهداشتی ایران دارند، به نظر میرسد در خارج
از ایران تنها تعداد اندکی متوجه میشوند دولت چگونه سعی دار از دسترسی مهاجران
افغان به این خدمات جلوگیری کند. در سال 2012 میلادی ، خبرگزاری نیمه رسمی مهر
فهرستی از رشتههای تحصیلی ممنوعه برای افغان تبارها را منتشر کرد. دلیل این کار
آن بود که با تحصیل در رشتههایی مانند فیزیک اتمی یا مهندسی هستهای و شیمیایی، به
صورت خودبه خود تعهدی برای اشتغال آنها در ایران به وجود میآید، و دولت ایران قصد
استخدام افغانها برای تصدی این مشاغل را ندارد.
همچنین در زمینه حقوق مدنی و
شهروندی نیز افغانها با تبعیض بسیاری مواجه هستند. ازدواج بین ایرانیان و افغانها
به رسمیت شناخته نمیشود و بر اساس قوانین ایران فرزندان آنها دارای تابعیت ایران
نیستند. بنابراین، دسترسی نسل دوم مهاجرین افغان به مدارس دولتی ناممکن است. به
گفته نمایندگان مهاجران افغان، در ایران تخمین زده میشود که هر سال بیش از 400
هزار کودک از تحصیل محروم میشوند.
با این حال، تبعیض علیه افغانها فقط به
نهادهای دولتی محدود نمیشود، بلکه بسیاری از ایرانیان نیز چنین رفتاری دارند. زنان
قوم هزاره که به دلیل ویژگیهای صورت خود به راحتی قابل تشخیص هستند، از آزار و
اذیت در خیابانها گزارش میدهند. مردان افغان عاملین اصلی افزایش جرم و جنایت و
پخش مواد مخدر معرفی میشوند. در فرهنگ ایران، واژه "افغانی" اصطلاح و ناسزای رایجی
است که معنی رفتار وحشیانه و بدوی می دهد.
به گفته برنارد دویل، نماینده کمیساریای عالی پناهندگان، وضعیت بد
اقتصادی ایران نیز تاثیری منفی بر وضعیت مهاجران افغان داشته است. از یک طرف آنها
مانند دیگر مردم از افزایش قیمت مواد غذایی و کمبود دارو رنج میبرند، از سوی دیگر،
به گفته برخی از آنان، با سرزنشها و اتهامات ایرانیان دارای تحصیلات اندک، مبنی بر
این که افغانها با وجود افزایش بیکاری، بیشتر مشاغل را اشغال کردهاند، روبرو
هستند. استفاده از افغانها به عنوان سپر بلای این مخمصه یکی از روشهای مبارزه
انتخاباتی احمدینژاد، رئیس جمهور سابق بود که در سال 2007 آغاز شد و در سال 2012
میلادی شدت یافت. این شیوه همچنین اخراج تعداد زیادی از افغانهای ساکن ایران را
تسهیل کرده است.
در بهار سال 2012 میلادی دفتر سازما ملل مسئول هماهنگی کمکهای
بشردوستانه، عزیمت بیش از 44 اتوبوس که مهاجران افغانی را در مرز ایران و افغانستان
پیاده کردند به ثبت رساند. بر اساس برآوردهای سازمان دیدهبان حقوق بشر، این تعداد
اتوبوس به معنی اخراج حدود 700 مهاجر افغان در روز است، یعنی افزایش 30 درصدی در
مقایسه با سال 2011 میلادی .به گفته اخراج شدگان، آنها پیش از اخراج به مدت یک هفته
در شرایط غیر انسانی در زندان به سر برده و خشونت و تحقیر را تجربه کرده اند. افزون
بر این، تمام اموال آنها توسط مقامات ایرانی مصادره شد، به طوری که آنها با دست
خالی به افغانستان بازگشتند.
به علت شرایط دشوار زندگی و ترس از دستگیری، هزاران
افغان هم اکنون به طور داوطلبانه به میهن بیثبات خود باز میگردند. برخلاف
پناهندگان رسمی که بودجهای برای عودت و استقرار مجدد آنها در افغانستان توسط
کمیساریای عالی پناهندگان فراهم شده و از سوی وزارت امور خارجه سویس پشتیبانی
میشود، این افغانها (اخراج شدگان) اغلب به حال خود رها شدهاند.
اما دلیل
اخراج مهاجران افغان فقط نگرانی از نبود شغل و افزایش بیکاری نیست. بیش از هرچیز،
محاسبات سیاسی ایران سیاست های پناهندگی این کشور را تعیین میکند. به عنوان مثال،
در ماه مه 2012، دولت ایران تهدید کرد چنانچه افغانستان توافق نامه همکاری راهبردی
با آمریکا را امضا کند، همه افغانهای ساکن این کشور را اخراج خواهد کرد. ایران این
سخن را با این نیت به زبان آورد که اخراجهای دسته جمعی نه فقط چالشهای داخلی
زیادی برای دولت افغانستان به وجود خواهد آورد، بلکه به از دست دادن بخش عظیمی از
درآمد این کشور منجر خواهد شد. بر اساس برآوردهای انجام شده، افغانها در ایران
سالانه معادل بیش از 500 میلیون دلار برای خانوادههای خود می فرستند.
هیچ تغییر
وضعیتی در دوران [آقای] روحانی صورت نخواهد گرفت
همان طور که جامعه بین المللی
امیدوار بود با پایان دوران احمدینژاد سرسخت و پیروزی روحانی میانهرو، سیاستهای
ایران در برخورد با مهاجران افغان تغییر کند، این روحانی عمل گرا مدت کوتاهی پس از
پیروزی در انتخابات وعده عادیسازی روابط با همسایگان ایران را داده بود. اما مدت
کوتاهی پس از به قدرت رسیدن [آقای] روحانی، خبرگزاری مهر گزارش داد همه افغانهای
غیرقانونی باید تا 6 سپتامبر 2013 این کشور را ترک کنند. سازمانهای حقوق بشر اعلام
کردند با توجه به وضعیت امنیتی در افغانستان و عدم روند پناهندگی عادلانه، این
اخراجهای جمعی بر خلاف قوانین بینالمللی هستند.
دولت افغانستان نیز از این خبر خوشحال نشد و هیئتی به تهران فرستاد تا درخواست نماید این روند به تعویق افتد. اگر چه این هیئت موفق نشد هیچ تضمینی از دولت ایران بگیرد، مهلت خروج افغانها بدون هیچ گونه عواقبی گذشت. دلایل این کار معلوم نیست، اما با این حال، به نظر می رسد که دولت ایران حتی در دوران ریاست جمهوری [آقای] روحانی، افغانها را بازیچهای در سیاست منطقهای خود ساخته است.
شماره مقاله: 105443
مترجم: عطیه
خرّم
عنوان اصلى: Keine Spur von
islamischer Solidarität
ترجمه عنوان: هیچ نشانی از همبستگی اسلامی نیست
منبع
(به فارسى): نوی زوریشر سایتونگ
تاریخ نشر: 1 فوریه
2014
محل نشر: سوئیس
زبان: آلمانی
نویسنده (به زبان اصلى
و فارسى): کارول هلبلینگ Carole Helbling
|
Keine Spur von islamischer Solidarität
In der Hoffnung auf Frieden zog es Millionen von
Afghanen nach Iran. Doch die anfängliche Gastfreundschaft ist verflogen,
Diskriminierung und Ausbeutung prägen ihren Alltag. Nun will die iranische
Regierung, dass sie das Land definitiv verlassen.
Im Bus ist es totenstill. Ab und zu wagt ein
Insasse einen Blick durch die zugezogenen Vorhänge und versucht anhand der
Umgebung abzuschätzen, wie lange die Fahrt noch dauern wird. Das Ziel ist die
iranisch-afghanische Grenze, wo die iranische Sicherheitspolizei die Passagiere
der afghanischen Grenzwache übergeben wird. Es ist einer der unzähligen Busse,
die afghanische Migranten ausser Landes bringen. Die Ausschaffungen sind
mittlerweile so normal, dass die Chauffeure der Busse bei freien Plätzen sogar
ausländische Touristen zusteigen lassen, um sich einen kleinen Zustupf zu
verdienen.
Schiitisches Bruderland
Afghanen in Iran stellen die zweitgrösste
Flüchtlingsgruppe weltweit. Das Uno-Hochkommissariat für Flüchtlinge (UNHCR) hat
im Oktober 2011 rund 840 000 Personen registriert, laut einem im November
erschienenen Bericht der Menschenrechtsorganisation Human Right Watch (HRW)
halten sich zudem weitere 1,4 bis 2 Millionen Afghanen illegal im Land
auf.
Im Vergleich zu den offiziell registrierten
Flüchtlingen besitzen sie weder eine gültige Aufenthaltsgenehmigung noch eine
Arbeitserlaubnis. Dennoch prägen sie das Bild auf den iranischen Baustellen. Als
Taglöhner verrichten sie in den Grossstädten Schwerstarbeit, oftmals mehr als
zehn Stunden pro Tag, unter härtesten, zum Teil lebensgefährlichen Bedingungen.
Viele von ihnen sind Jugendliche, die von ihren Familien weggezogen sind ins
Nachbarland in der Hoffnung auf eine bessere Zukunft. Da die Mehrheit der
Migranten der Volksgruppe der Hazara angehört, verbindet sie mit den Iranern
nicht nur die gemeinsame Sprache Farsi, sondern auch ihr schiitischer
Glaube.
Als die ersten Flüchtlinge während der
sowjetischen Besetzung Afghanistans 1979 die Grenzen überquerten, empfing die
Islamische Republik noch alle, die dem gottlosen kommunistischen Regime zu
entfliehen versuchten, mit offenen Armen. Bis Anfang der neunziger Jahre
strömten über drei Millionen Flüchtlinge ins Land. Eine neue Migrationswelle
lösten schliesslich Mullah Omar und seine Taliban aus, die 1996 Kabul eroberten.
Trotz dem repressiven Charakter des theokratischen Regimes stellte Iran für
viele Afghanen einen Ort des Friedens dar, wo ein selbständiges Leben möglich
war.
Doch obwohl die billigen afghanischen
Arbeitskräfte bald schon zu einem wichtigen und unentbehrlichen Pfeiler der
iranischen Wirtschaft wurden, verschlechterte sich die Situation der illegal
Anwesenden. Auch die Beziehungen zur iranischen Bevölkerung wurden zunehmend
gespannt und erreichten schliesslich unter Ahmadinejads Präsidentschaft den
bisherigen Tiefpunkt. Weil die Regierung offiziell um die Sicherheit im eigenen
Land fürchtete, wurde es Migranten verboten, Mietverträge zu unterschreiben oder
ihre Stadt zu verlassen.
Menschen zweiter Klasse
Für jene, die keine Personalpapiere besassen oder
denen iranische Sicherheitskräfte sie abgenommen hatten, sei auch der Kauf eines
Mobiltelefons oder eines Autos zu einem Ding der Unmöglichkeit geworden,
berichten Betroffene. Zudem wurde allen Ausländern – dies betrifft in erster
Linie Afghanen – der Zugang zu 28 von insgesamt 31 Provinzen Irans teilweise
oder vollständig untersagt, und auch für Pärke in grossen Städten wie Isfahan
wurden offizielle Zutrittsverbote eingeführt.
Während das UNHCR stolz verkündete, wie es den
offiziell registrierten afghanischen Flüchtlingen in Iran Bildung und eine
Gesundheitsversorgung ermöglichte, schienen nur wenige ausserhalb Irans zu
bemerken, wie die Regierung die restlichen Migranten von ebendiesen
Dienstleistungen auszuschliessen versuchte. Mitte 2012 veröffentlichte die
halbstaatliche Nachrichtenagentur Mehr eine Liste von Studiengängen, die per
sofort für Personen afghanischer Abstammung unzugänglich waren. Grund dafür war,
dass mit einem Abschluss in Bereichen wie Atomphysik oder Nuklear- und
Chemietechnik eine Verpflichtung zur Anstellung in Iran einhergeht, die Irans
Regierung den Afghanen keinesfalls gewähren wollte.
Auch im zivilrechtlichen Bereich sind Afghanen von
enormen Diskriminierungen betroffen. Ehen zwischen Iranern und Afghanen werden
nicht anerkannt, und ihre Kinder erhalten entsprechend dem iranischen Gesetz
keine iranische Staatsbürgerschaft. Deshalb bleibt auch der zweiten Generation
der Zugang zur staatlichen Schule verwehrt. Laut Vertretern der afghanischen
Flüchtlinge in Iran werden so schätzungsweise jährlich über 400 000 Kinder vom
Unterricht ausgeschlossen.
Die Diskriminierung der Afghanen beschränkt sich
jedoch nicht auf staatliche Institutionen, sondern wurde mittlerweile von vielen
Iranern übernommen. Hazara-Frauen, die aufgrund ihrer Gesichtszüge gut erkennbar
sind, berichten von Belästigungen auf der Strasse. Männliche Afghanen werden
gerne für die Zunahme der Kriminalität und die Verbreitung von Drogen
verantwortlich gemacht. Im iranischen Vokabular hat sich mittlerweile «Afghani»
als gängiges Schimpfwort für etwas Wildes und Primitives durchgesetzt.
Laut Bernhard Doyle vom UNHCR wirkt sich auch die
schlechte Wirtschaftslage in Iran nachteilig auf die Situation der afghanischen
Migranten aus. Einerseits leiden sie wie die Einheimischen unter den steigenden
Lebensmittelpreisen und der Medikamentenknappheit, andererseits nehmen laut
Betroffenen die Vorwürfe von Iranern mit niedriger Berufsbildung zu, die
Afghanen würden ihnen in Zeiten steigender Arbeitslosigkeit wichtige
Arbeitsplätze wegnehmen. Die Afghanen als Sündenböcke für die missliche Lage zu
präsentieren, war das Ziel einer Kampagne, die vom früheren Präsidenten
Ahmadinejad bereits 2007 lanciert und ab 2012 intensiviert wurde. Diese sah
zudem vor, Afghanen, die sich illegal in Iran aufhielten, in grosser Zahl
auszuweisen.
Im Laufe der Realisierung dieses Vorhabens zählte
das Uno-Koordinationsbüro für humanitäre Hilfe im Frühling 2012 an einem Tag
über 44 Busse, die Migranten an einem iranisch-afghanischen Grenzübergang den
dortigen Behörden übergaben. Laut Schätzungen von HRW entspricht die Ausweisung
dieser rund 700 afghanischen Migranten pro Tag einer Zunahme von über 30 Prozent
im Vergleich zum Jahr 2011. Betroffene berichteten der
Menschenrechtsorganisation, der Ausschaffung gingen wochenlange
Gefängnisaufenthalte unter unmenschlichen Umständen voraus, geprägt von Gewalt
und Erniedrigung. Zudem sei ihr gesamtes Eigentum von den iranischen Behörden
konfisziert worden, so dass sie Afghanistan mit leeren Händen
erreichten.
Als Folge der schwierigen Lebensumstände und aus
Angst vor einer Verhaftung sind bereits Tausende von Afghanen freiwillig in ihre
instabile Heimat zurückgekehrt. Im Gegensatz zu den offiziellen Flüchtlingen,
deren Repatriierung und Wiedereingliederung in Afghanistan vom UNHCR gefördert
und auch vom Schweizer Departement für auswärtige Angelegenheiten unterstützt
wird, sind die ausgewiesenen Afghanen meistens sich selbst überlassen.
Doch hinter der Ausweisung von afghanischen
Migranten stehen nicht nur Überlegungen zu Arbeitsplätzen. Vor allem bestimmt
aussenpolitisches Kalkül die Flüchtlingspolitik Irans. So drohte beispielsweise
im Mai 2012 die iranische Regierung, alle Afghanen des Landes zu verweisen,
sollte Afghanistan das Abkommen über strategische Zusammenarbeit mit den
Vereinigten Staaten unterzeichnen. Sie tat dies wohl im Wissen, dass die
Massenausweisung die afghanische Regierung nicht nur vor eine innenpolitische
Herausforderung stellen, sondern auch zu einem enormen Einkommensverlust des
Landes führen würde. Laut Schätzungen überweisen Afghanen in Iran jährlich
umgerechnet über 500 Millionen Dollar an ihre zurückgebliebenen
Familien.
Keine Wende unter Rohani
Wie die internationale Gemeinschaft erhofften sich
auch die afghanischen Migranten in Iran durch den Abgang des Hardliners
Ahmadinejad und den Sieg des moderaten Rohani einen Politikwechsel, hatte der
pragmatische Geistliche doch bereits kurz nach seiner Wahl eine Normalisierung
der Beziehungen zu Irans Nachbarstaaten versprochen. Doch bereits kurz nach
Rohanis Amtsantritt vermeldete die Nachrichtenagentur Mehr, dass alle
nichtregistrierten Afghanen bis zum 6. September 2013 das Land verlassen
müssten. In Anbetracht der Sicherheitslage in Afghanistan und des Fehlens eines
fairen Asylprozesses verstiessen diese Massenausweisungen gegen internationales
Recht, erklärten Menschenrechtsorganisationen.
Auch die afghanische Regierung war wenig erfreut
über die Nachricht und entsandte eine Delegation nach Teheran, die einen
Aufschub verlangen sollte. Obwohl sie der iranischen Führung keine Zusicherung
entlocken konnte, verstrich die Frist ohne weitere Konsequenzen. Die
Hintergründe dafür sind unklar, es zeichnet sich jedoch ab, dass Iran auch unter
Präsident Rohani die afghanischen Flüchtlinge zum Spielball seiner
Nachbarschaftspolitik macht منبع:اخبار مهاجرین |
زیر نامش بنویسید که او تنها بود